اوضاع اوز در دوران حکومت فتحعلی خان گراشی در لارستان
عبداله کمالی: در اواخر کلانتری میر محمد کاظم باز اوضاع نفاق بین اهالی از سرگرفته شد. جمعی از طرفداران خواجه محمدصالح مقداری وجه پیشکشی فراهم آورده و نایب حکومت لارستان نیز بدون هیچ علتی با دریافت وجه میرکاظم را عزل و حکم کلانتری خواجه محمدصالح را صادر و کارهای حکومتی به روال دیگری پیش رفت.
در اواخر سال 1333هجری قمری فتحعلی خان گراشی که مدت چهل سال نایب حکومت لارستان که از بندرلنگه تا لامرد و بیرم، فال گله دار، خنج، جویم، اوز و بستک را شامل می شد با حوادث بزرگ از سرگذرانید. هر چند از جانب ایشان صدمات زیادی به اوز وارد شد که از جمله محاصره دوماهه در ماه رمضان سال 1310 هجری بود و این محاصره به جنگ و درگیری انجامید. در اثر آن چندین نفر از طرفین کشته و مجروح شدند و خسارات عمده ای به شهر اوز وارد آورد.
فتحعلی خان دارای کیاست و سیاست فراوان بود که توانست مدت چهل سال در چنین منطقه وسیعی حکمرانی نماید. گرچه خود مذهب تشیع داشت و از آنجایی که اکثر رعایا در قلمرو او اهل تسنن بودند به پاس اختلاف مذهب احدی از تشیع جرات بدگویی به اهل تسنن نداشت. چنانچه از کسی خلافی بروز می کرد او را چوب می زد. جمیع ائمه و علماء اهل سنت و جماعت مورد احترام قرار گرفتند. و لار در زمان حکمرانی ایشان اولین شهر معتبر فارس به شمار می رفت که دارای دستگاه حکومتی همانند دستگاه شاهی داشت.
نواب عین الملک که حکومت لارستان به عهده داشت با اردوی عظیمی وارد لار شدند و از فتحعلی خان هشتاد هزار تومان گرفته و نایب حکومت لارستان را به حاجی رستم خان پسر بزرگ فتحعلی واگذار کرد و خواجه محمدصالح نیز کماکان به کلانتری اوز باقی ماند و زمام امور در ید قدرت خویش گرفته و به همان سلک سابق راه استبداد پیش گرفت و اسباب نفاق بین اهالی فراهم شد. چندی به همین نحو روزگار مردم می گذشت تا واقعه شیخ محمدبن شیخ خلیفه و آقا سید یوسف در بندرلنگه به وقوع پیوست.
بعد از این که دولت ایران به حکمرانی جواسم در سال 1312 هجری پایان داد محمدرضا خان قوام الملک به حکومت بنادر منصوب و تا سال 1316 چهار نایب الحکومه از جانب خویش منصوب که ابتدای آن مصباح دیوان اوزی و انتهای آن خواجه نظر بود. بعد از آن بندرلنگه بدون نایب الحکومه بود. شیخ محمدبن شیخ خلیفه که بعد از پدر تولد یافته بود از این موقعیت استفاده نمود. آقا سیدیوسف که با اهل تشیع ضدیت داشت از طرف شیخ محمدبن شیخ خلیفه راساً به شهرداری بندرلنگه منصوب گردید با انتصاب آقا یوسف نفاق بین اهل تشیع و سایر گروه ها بیشتر شد.
در تاریخ 25 ذیقعده 1316 هجری قمری یک قافله لاری که مشتمل بر بیست نفر بوده اند با اموال زیاد به مکه معظمه می رفتند. تفنگچیان شیخ محمدبن شیخ خلیفه تمام آنها را می کشند و اموال آنها را از قراری که نوشته اند قریب 40 هزار تومان وجه نقد و اقمشه که بوده می برند که در زمان خود مبلغ زیادی بوده است تجار لاری به تهران شکایت کرده و در تلگراف خانه بست نشستند.
بنا به دستور فرمانفرما فارس علیرضاخان نایب حکومت لارستان با جمعی از تفنگ چیان اوز و سواره نظام جهت قلع و قم شیخ محمدبن شیخ خلیفه که تجار لاری کشته بودند به بندرلنگه اعزام گرچه اوضاع لنگه که می رفت تر و خشک با هم طعمه حریق شود رو به سکون آورد. و معهذا تعدادی از افراد معروف و غیرمعروف که متهم شده بودند و در شورش جمعی از اهالی لار مقتول و مجروح نموده بودند به دهن توپ سپرده و اوضاع آرام نمودند. تفنگ چیان اوز چند ماهی برای حفظ نظم در لنگه ماندند اما قضا و قدر برای جناب خان نقش دیگری زده بود. چون آب و هوا بندرلنگه با طبیعت علیرضا خان ناسازگار بود مرغ روحش از قفس سینه پرواز نمود و این جهان را بدورد گفت. تفنگچیان اوز ناگزیر با نعش علیرضا خان به لارستان برگشتند و حکومت لارستان به تصویب قوام الملک به علی قلی خان پسر فتحعلی خان بیگلر بیگی سپرده شد و خواجه محمد صالح اوزی همچنان به کلانتری اوز باقی ماند.
در همین زمان خواجه زینل العابدین که بعد از محاصره اوز توسط فتحعلی خان شرط صلح و عقب نشینی از اوز را رفتن خواجه زینل العابدین از اوز به خنج بود. مدتی در خنج اقامت نموده و سپس در بنارویه اقامت نمود و بعد از فوت فتحعلی خان به اوز مراجعه و در خانه خویش رحل اقامت انداخت.
در تاریخ 29 (ذق) سال 1326 قمری ضمن درگیری خونین بین مشروط خواهان و مستبدین که در مرکز لار رخ داده بود خواجه محمدصالح کلانتر اوز و برادرش به اضافه سه نفر از تفنگ چیان زبده اوز که همراه تو بودند کشته شدند. با کشته شدن خواجه محمدصالح، اوز بدون کلانتر از ایمن برخوردار نبود.
عصر اوز می خواهد آئینه تمام نمای افکار عمومی باشد.