کلنگ ساخت کتابخانه کودک و نوجوان« ام الخیر» به زمین زده شد

کلنگ ساخت کتابخانه کودک و نوجوان «ام الخیر» اوز در زمینی به مساحت 333متر مربع در یک طبقه با 140 مترمربع زیربنا در کوچه پشت دبستان بدری به زمین زده شد.

 در آئین کلنگ زنی حسنی معاون استاندار و فرماندار ویژه لارستان، راسخی معاون سیاسی فرمانداری، آتش فراز بخشدار، معتمدیان رئیس کتابخانه های لارستان، روحانیون، معتمدان، فرهنگیان، اعضای شورا، انجن های نواندیشان، خیریه، یاوران شورا، شورای سرپرستی و کارکنان عصر اوز، یاوران موزه مردم شناسی، کتابداران کتابخانه های اوز، معمدان کاریان و فیشور؛ جمعی از روسای ادارات بخش اوز و لارستان، دکتر محمدرضا ابراهیمی معاون مدیرکل، وحید محیط کارشناس مسئول مشارکت های مردمی اداره کل، فاطمه حکیمی کیا مسئول روابط عمومی اداره کل کتابخانه های فارس حضور داشتند.

مراسم در تالار کتابخانه عمومی اندیشه با تلاوت قرآن توسط شیخ منصوری، پخش سرود جمهوری اسلامی ایران، اجرای سرود توسط نونهالان کودکستان سعادت، قرائت سروده محمدرفیع نامی و سخنرانی فرماندار، معاون اداره کل کتابخانه های فارس و سردبیر عصر اوز انجام و کلنگ زنی در محل زمین توسط پروین دادستان (نماینده خیر ) فرماندار، معاون مدیرکل، بخشدار، محمد محمودی، شیخ عبداله منصوری و محمدصدیق پیرزاد به زمین زده شد.

 

آغاز هفته وحدت

 

 

 

پیش به سوی شناسائی فرهنگ ها

 

احمد خضری:  هفته کتاب و کتابخوانی با شکوه خاص در بخش اوز پایان یافت، هر چند آثار آن همچنان ادامه داشته و کتابخانه کودک و نوجوان و بانو عصر اوز با برگزاری طرح سلام کتاب 6 اهمیت کتاب و کتابخوانی را در این بخش و شهر فرهنگی نمایان می سازد.

12 ربیع الاول مراسم آغاز هفته وحدت و میلاد حضرت رسول اله(ص) در هفته آینده نیز برگزار می شود. تولد پیامبر رحمت و اخلاق حضرت محمد(ص) می تواند بهانه ای باشد تا در مورد کتاب و کتابخوانی بیشتر بنگاریم. دین مبین اسلام در زمان و مکانی ظهور کرد که دنیا را آتش جهل و نادانی فرا گرفته بود و تعداد باسوادان از انگشتان هر دست تجاوز نمی کرد. از این رو در نخستین پیام الهی که بر پیامبر (ص) نازل شد. با «اقرا» آغاز گردید.

 بزرگ ترین معجزه پیامبر اسلام نیز کتاب بود و این کتاب چیزی نبود جز قرآن کریم با نزول قرآن که کتابی جهل ستیز و خردگرا بود، علم را مایه سرافرازی و بلند مرتبگی انسان می داند. قرآن می فرماید: انسان به وسیله علم و دانش و آگاهی از فرشتگان برتر شده و خلیفه اله روی زمین شده است. و آنقدر در مکتب اسلام این موضوع دارای اهمیت است که در قرآن کریم پرسیده می شود که آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند؟

و اگر خوب در آیات و کلام خدا تفحص کنیم می خوانیم که تمام آیات و روایاتی که درباره علم و دانش آمده است همانند «یا ایهاالناس» و یا «یا ایهاالذین آمنوا» به صورت عمومی مطرح شده و شامل زن و مرد می شود.

پس اسلام و قرآن علم و دانش را نور و جهل و نادانی را ظلمت می داند. با این مقدمات متوجه می شویم که قرآن کریم منبع اصلی هدایت انسان به سوی علم و  دانش و آگاهی است و خلاصه هدایت انسان به سوی کتابخوانی است و نگرش اسلام به علم و تمدن است. حدیث معروف زگهواره تا گور دانش بجوی و یا به دنبال علم و دانش بروید اگرچه در چین باشد. همه و همه بارزترین نمونه این تاکیدات است.

بنابراین سالروز تولد و وجود نازنین پیامبر وحدت و رحمت حضرت محمد(ص) یعنی تولد و حضور علم و آگاهی برای مسلمانان و مهمترین ابزار بدست آوردن آگاهی و دانائی کتاب است و در راس آنها قرآن قرار گرفته است. دانش و آگاهی ابزار توانمندی انسان برای مقابله با مشکلات و معایب است.

 بار دیگر تاکید می شود که ابزارهای مقدس برای دستیابی به توانمندی انسان در جامعه مطالعه و کتابخوانی است، فرهنگ ترویج مطالعه و کتابخوانی فرهنگی است که به سربلندی یک ملت می انجامد و تعلل در ساخت و مهیا نمودن بستر مناسب آن، صدمات جبران ناپذیری به توسعه فعلی و آتی جامعه وارد می سازد.

طرح سلام کتاب 6 که در حال حاضر توسط عصر اوز برگزار می شود گامی است که در بستر سازی این فرهنگ برداشته می شود. چند نفر انسان های بی ادعا ولی کوشا با سختی و مشقت فراوان با تهیه هزینه های لازم ضمن گرامیداشت، بزرگداشت و یادآوری فرهنگ کتابخوانی در این مسیر گام بر می دارند و رسالت خویش را به پیروی از مکتب اسلام و پیامبر آن حضرت محمد مصطفی(ص) را انجام می دهند.

عصر اوزی ها ادعای خلیفه الهی را ندارند ولی گوشه ای کوچک از بستر فرهنگ کتابخوانی را حمل می کنند. این نشریه تنها یک نشریه خبری نیست، چون در زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ورزشی و رسانه ای فعال بوده و خواهد بود. و این بار نمایش عروسک های ملل سعی در شناسائی فرهنگ خودی و سایر جوامع دارد و شعار این بار پروژه سلام کتاب 6 «پیش به سوی شناسائی فرهنگ هاست».

عصر اوز شماره 206 منتشر شد

 

اوز نامزد پایتخت کتاب ایران


جلسه هماهنگی طرح پایتخت کتاب ایران با حضور جمشید رضائی سرگروه فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاداسلامی استان فارس
، بخشدار، شهردار، رئیس شورا ، سرپرست اداره ارشاد و کتابداران شهر اوز در سالن اجتماعات بخشداری برگزار شد.



معرفی کاندید اوز به عنوان پایتخت کتاب ایران با هدف کتاب و توسعه پایدار فرهنگی با محوریت کتاب برای ترویج کتابخوانی و تقویت برنامه ریزی و نگاه به آینده از برنامه های این جلسه بود.

با توجه به اینکه در دوره های اول و دوم به ترتیب شهرهای اهواز و نیشابور به عنوان پایتخت کتاب ایران معرفی شدند امسال اوز نیز در بین شهرهای دیگر متقاضی نامزدی سومین پایتخت کتاب ایران شده است.


در این جلسه کتابداران پس از اعلام فعالیت های خود در زمینه های ترویج کتاب و کتابخوانی، جمشید رضائی اعلام کرد پتانسیل هایی که برای انتخاب شهر اوز لازم است می تواند نظیر سبد کتاب، معرفی کتاب در نشریات به طور مستمر، کتابخانه های سیار، مادر و کودک باشد. اوز ملزم به ارائه گزارش های دوره ای منظمی از پیشرفت برنامه های ارائه شده به دبیرخانه در طرح انتخاب و معرفی پایتخت کتاب ایران است اگر اوز طبق جدول زمان بندی ارائه شده فعالیت قابل توجهی نداشته باشد رای از سوی هیات داوران دریافت نخواهد کرد.



باید طرح های ارسالی شامل برنامه هایی باشد که به طور ویژه برای پایتخت کتاب و متناسب با نیازهای طراحی شده باشند و با درگیرکردن مشارکت مردمی همراه باشند که باعث ایجاد تاثیرات پایدار در ارتقای سطح فرهنگ کتاب خوانی شوند.



در این جلسه نمایند گان عصر اوز ، دانشگاه آزاد و پیام نور حضور داشتند.

 

مدارس غیردولتی توانمند، گره گشای مشکلات آموزشی

 

احمد خضری: از آنجا که من یک معلم هستم بیشتر دوست دارم مقالاتم در رابطه با آموزش و پرورش، فرهنگ و معلمان و از این دست باشد. وقتی می بینم بامدادان خودروهای شخصی و عمومی، بچه های اوز را برای تحصیل علم به شهرهای لار و گراش می برند برای لحظه ای فکر مرا به خود مشغول می دارد.

البته می دانم که این دغدغه را اکثر دلسوزان و مردم هم دارند. و در زمان مسئولان قبلی مرتب مراجعه و علت را جویا و خواستار راه حل بودیم که جواب می شنیدم. همه آزادند و می توانند در هر نقطه ای از این کشور پهناور به تحصیل علم بپردازند. در محدوده زمانی فعلی نیز چندان تغییری در رفتار بعضی از والدین ایجاد نشده و روند رفتن بچه ها به لار و گراش تداوم دارد.

این موضوع از دو منظر قابل بررسی است: 1-اگر حضور دانش آموز در رشته ها و مدارس شاخص است که از دست مسئولان، ما و دیگران ممکن است کاری ساخته نباشد به طور مثال دانش آموزی دوست دارد در رشته ریاضی و یا گرافیک به تحصیل بپردازد و آن رشته در محل وجود نداشته باشد و یا دانش آموز احساس کند در مدارس تیزهوشان یا مدارس وابسته به دانشگاه بهتر می تواند استعدادش بروز نماید نه تنها کار نامطلوبی نیست بلکه بسیار خوب و ارزشمند هم هست. یا به طور مثال در سطح بالاتر اگر دانش آموزی در رشته پزشکی دانشگاهی قبول شود لاجرم باید به آنجا برود.  2-در بعضی مواقع می بینیم که در محل خودمان همان رشته، همان مدرسه، همان معلم و غیره وجود دارد. ولی باز والدین بچه هایشان را به سایر جاها می برند. اینجاست که باید تحقیق شود، تا بدانیم چرا چنین است؟ مثلا ما در شهر وروستاهایمان دارای پیش دبستان، دبستان و مقاطع اول و دوم متوسطه هستیم. ولی باز می بینم دانش آموزانی در لار یا گراش به دبستان می روند یا در مقاطع اول متوسطه در حال تحصیل هستند. اینجاست که این رفتار آنان حامل پیام است و باید نوشت، گزارش تهیه کرد و رفت و پرسید؟ با چند خانواده که صحبت کرده ام، عده ای بهانه حضور غیر ایرانی ها را در کنار بچه هایشان را مطرح می سازند و مسائل مختلف در این زمینه را علم می کنند و می گویند چرا بچه های غیر ایرانی که مهمان و عزیز ما هستند در یک مدرسه جداگانه نباشند؟ این موضوع را بارها با مسئولین آموزش و پرورش در میان گذاشته و جواب منفی شده است و علت آن را مخالفت مسئولان بالا دستی ذکر کرده اند که هدف از برابری و مساوات و عدالت اجتماعی، همان همزیستی و برخورداری مساوی از امتیازات آموزش و پرورش است که والدین اوز این دلیل را نپذیرفته اند و می گویند لااقل گروه سنی بچه ها را رعایت کنید.

گروهی دیگر فضاهای آموزش و تدریس بهتر و تنوع در جا و مکان را مطرح می کنند، که در این باره می توان با مسئولان فعلی بحث کرد و مشکل هم امسال تا اندازه ای برطرف شده است. منطقه اوز از سال 1307 که اولین مدرسه دولتی در آن تاسیس شده است پیوسته به عنوان یک شهر و منطقه فرهنگی و دارای سابقه درخشان مطرح بوده است و مسلما منطقه ای که دارای پرونده درخشان باشد نمی تواند نسبت به سایر مناطق ضعیف باشد.

مگر اینکه در دوره ای در اثر ضعف نسبی مدیریت، مشکل دار شود ولی چون دارای بنیه و ساختار قدیمی و قوی است بلافاصله می توان این ضعف را برطرف ساخت. هنگامی که با مسئولان آموزش و پرورش در استان و منطقه صحبت می کنیم از قرار گرفتن منطقه اوز در رده بالای استان و یا برگزاری کلاس های موفق توانمند سازی معلمان می شنویم و می بینیم و اوز را از مناطق موفق معرفی می کنند. پس چرا ما دچار این مشکل هستیم؟ این گره فروبسته کی گشوده می شود؟ به نظر می رسد با تاسیس مدارس غیردولتی جدید توسط افراد توانمند و تقویت مدارس فعلی غیرانتفاعی و توجه بیشتر به مدارس دولتی را می توان بربخشی از این مشکلات فائق آمد.

جلسه هماهنگی هفته وحدت

در جلسه ی کمسیون‌امور شهر شورای اسلامی که با حضور راستگو  رئیس ، محبی  نائب رئیس و رحمن زاده و مرادی  از اعضای شورای شهر اوز  و گروه یاوران شورا و شورای محلات برگزار شد موضوعات مختلفی در دستور کار قرار داشت  ،از جمله طرح هر نو نهال یک‌نهال و برگزاری مراسم هفته وحدت و ولادت پیامبر اکرم‌اسلام .
که در ارتباط با ولادت پیامبر اکرم و مراسم هفته وحدت آخرین هماهنگی ها در این‌زمینه صورت گرفت و مقرر گردید. یاوران‌شورا انتظامات داخل مسجد را بر عهده داشته باشند و همکاری های لازم‌ با نیروی انتظامی و سپاه انجام گیرد و همچنین مقرر گردید که شورای محلات و یاوارن شورا نیز در ارتباط با دعوت مردم‌جهت حضور در مراسم هفته وحدت مشارکت فعال داشته باشند لازم به ذکر است که در این‌جلسه انجمن نو اندیشان به عنوان نماینده ستاد برگزاری هفته  وحدت حضور داشتند .


طرح هر نو نهال یک‌نهال برای نهادینه ساختن فرهنگ درختکاری که از ابتکارات شورا می باشد نیز مطرح گردید و چگونگی اجرای هر چه بهتر آن، مورد بحث قرار گرفت و راه کارهای لازم ارائه گردید .

در حاشیه  این جلسه مهندس رحمن زاده اعلام کرد که شورای چهارم دارای ابتکارات خوبی بوده و اقدامات جالب در ارتباط با آمار آب انبارهای اوز انجام داده و برای اولین بار تقاضای ثبت این‌آب انبارها در سیمای فارس مطرح گردید و همچنین طرح هر نو نهال یک نهال و  که به اندازه کافی این‌مطالب نشر پیدا نکرده و جا داشت این مطالب مورد توجه بیشتری قرار می گرفت و راستگو نیز ضمن تائید صحبت های رحمن زاده اعلام کرده به عنوان مثال شورای چهارم مصوباتی داشته که از طرف شورای استان به شورای عالی استان ها فرستاده که احتمالا به عنوان پیشنهاد به مجلس نیز راه  پیدا کند ولی توجه کافی به اینگونه موارد نشده است و شاید خود شورا نیز جا داشت در نشر این مطالب دقت بیشتری میکردند و البته از نشریات نیز انتطار یاری و همکاری بیشتری میرود .
(روابط عمومی شورای شهر و شهرداری  اوز)

دیدار بانوان فعال اوز با فرماندار

 

از نگاه دوربین

 

افتتاحیه نمایشگاه کتاب در کانون فرهنگی تربیتی شهید راستگو اوز

از نگاه دوربین عصراوز

لقب گذاری در دوران قاجاریه در اوز

 

 

عبداله کمالی: در میان اعیان اوز هم چشمی و اختلاف سلیقه وجود داشت هر چند دوره رضاشاهی مقدار زیادی از این صفات فروکش کرده بود، اما این اختلاف ها ناظر بر خانواده ها بود که به دو تیره عمده تقسیم می شدند.

محله بالا و محله پایین خود مردم هم به تبع آنان به دو دسته تقسیم شده بودند گروهی از این و گروهی از آن پشتیبانی می کردند.

عجب این بود که دو تیره در میان همدیگر وصلت کرده و قوم و خویش بودند. اما منافع، حسدورزی، ریاست طلبی بالاتر از حس خویشاوندی قرار می گرفت. با آن که به ظاهر با هم می نشستند و بر می خاستند، دختر می دادند و دختر می گرفتند. ولی در باطن دلشان با همدیگر صاف نبود. رقابت ها پنهانی ادامه داشت. تنها زمانی که مصلحت کلی ده در برابر غریبه ای مطرح بود به اتفاق رو می بردند و به هیچ وجه میل نداشتند غریبه ای در میان آنان راه پیدا کند، و استقلال گونه ای که اوز به علت کنار افتادگی داشت در معرض تهدید قرار بگیرد.

این اعیان از چهار و پنج نفرشان که می گذشتیم بقیه برجستگی خاصی نداشتند. تقریبا تمام آنان شغلشان تجارت و دامداری بود چون مسئولیت دائم نداشتند.

طی ماههای متوالی نزدیک به تمام ساعات روز بی کار هم بودند. و نمی دانستند وقت خود را چگونه پر کنند؟ چون هیچگونه مکانی برای گذران وقت سالم وجود نداشت و رسانه ای نیز در کار نبود. بر حسب عادت صبح زود از خواب بر می خاستند هر چند چای خوردن را طولانی کرده و مشغول می شدند باز دو ساعت از روز برآمده توی کوچه بودند و بی هدف چندتا چندتا همدیگر را پیدا می کردند در گوشه ای اگر زمستان بود سینه کش آفتاب و اگر تابستان بود در پناه سایه می نشستند و به حرف زدن می پرداختند.

در این میان همواره یکی دو تا بودند یا پیدا می شدند که به اصطلاح سوژه باشند و به نحوی بشود روی آنان صحبت کرد. و آنها را به اصطلاح دست انداخت و قدری تفریح نمود.

 این مضمون کوک کردن در آن روزها بازاری گرم داشت. کنایه گویی، لقب گذاری با روحیه مردم بی کار آن زمان سازگاری داشت از این رو لقب گذاری رواج داشت. تعدادی افراد پشت سر و گاهی در حضورش به اسم خوانده نمی شدند بلکه لقبی که به آنها وارد شده بود به زبان آورده می شد.

این لقب ها بر حسب خصوصیات روحی و جسمی شخص گفته می شد، که خوشبختانه در دنیای امروزی به علت مشغله زیاد و ارتقاء فرهنگ مردم دیگر جایگاهی ندارد. به هرحال بعضی صفات بد و ناپسند در اثر عدم آگاهی، حسادت و بیکاری بوجود می آید.

غنای فرهنگی با کتاب

احمد خضری: امروزه بیش از هر زمان دیگری باید برای ریشه کن کردن ضعف فرهنگی دست به دست هم بدهیم این را هم همه می دانیم که وسیله و ابزار موثر برای مبارزه با ضعف فرهنگی، کتاب است. حتما به خاطر دارید که سالهای گذشته طرح اهدای کتاب در طرح عیدانه مطرح و بسیاری از آن استقبال و در جامعه اجرا شد.

اما آنچه امروز در این مقال قابل ذکر است طرح جدید «کتاب- جای- گل» است. که خوشبختانه توجه به کتاب و کتابخوانی را در جامعه مطرح می سازد. در روزنامه ها آمده بود که در روز 12 آبان ماه سال جاری در مراسم بزرگداشت یکی از روزنامه نگاران تازه در گذشته حوزه فرهنگ و هنر و در یک حرکت فرهنگی به جای گل و تابلو بیش از ده هزار جلد کتاب توسط حضار اهدا شد. و کمپین «کتاب- جای – گل» معرفی گردید. این حرکت در مراسم مرحومه توران میرهادی نیز انجام شد.

 این کتاب ها که از سوی همکاران و دوستان «مرحوم محمدرضا رستمی» منتقد ادبی – هنری و از اهالی فرهنگ و هنر آورده و یا ارسال شده بود بیشتر از سوی ناشران و فرهنگ دوستان طی هفته های قبل تهیه و به مراسم آورده شد. این حرکت نور امیدی در دل دوستداران کتاب بوجود آورد، که دیدگاه جامعه ما از این روش ها به سوی کتاب چرخش داده شده است. این حرکت نو و بسیار پسندیده فرهنگی باید معرفی و ترویج یابد تا در مراسم و حالات مختلف «کتاب» جایگاه خویش را باز یابد و عادت به مطالعه در افراد نهادینه گردد.

در همین گزارشات ذکر شده بود که در جریان اهدای کتاب به جای گل در مراسم بزرگداشت سفر ابدی شادروان محمدرضا رستمی، افراد سرشناسی چون وزیر امور خارجه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و نویسندگان و هنرمندانی چون رخشان بنی اعتماد، محمود دولت آبادی و محمود حدادی نیز شرکت و به این موضوع بها داده و برای مراسم چندین جلد کتاب اهداء کرده و ارسال داشتند. و شما در نظر آورید در چنین مراسمی، هنرمندان، فرهیختگان، نویسندگان، ناشران و حتی سیاسیون، کتاب بدست حضور داشته باشند و اوج زیبایی و معرفت را به تصویر می کشند.

هدف از نوشتن این مقال این نیست که فقط در مراسم عزاداری اقدام به اهدا کتاب کنیم. بلکه همانطوری که اشاره شد، علاوه بر طرح عیدانه در مراسم جشن تولد، مهمانی ها و غیره نیز می توان فرهنگ اهدای کتاب را به جای سایر هدایا مطرح ساخت و آن را ترویج و نهادینه کنیم تا بدین وسیله ضعف فرهنگی را از بین ببریم.

 البته در حوزه کتاب و کتابخوانی ما نمی توانیم بلافاصله به نتیجه و کاربرد آن دست یابیم. اما در دراز مدت ما شاهد زدودن ضعف فرهنگی بوده و به غنای فرهنگی خواهیم رسید. این روزها با وجود فضاهای مجازی و کمبود وقت و گریزان بودن انسان ها از مطالعه، بیش از هر زمان دیگری به مطالعه نیاز داریم.

چه خوب است ما هم در شهر فرهنگی مان با کنکاش در مسائل، کتاب را بیشتر مطرح ساخته و آن را در مراسم به عنوان هدیه استفاده کنیم.

به یاد دارم چند سال پیش در سفری که چند نفر با هم بودیم برای یک شخص محترمی به فراخور حال خویش از اوز سوغاتی مانند تفتون، کلوچه، مغز گردو، عسل و نان محلی و غیره برده بودیم و یک نفر از بین ما فقط یک جلد کتاب دیوان حافظ همراه داشت و تقدیم کرد و من در آنجا احساس کردم این بهترین هدیه و سوغاتی از اوز برای آن فرد بود. هفته کتاب و کتابخوانی را گرامی می داریم.

در گفتگو با اردوان خادمی مسئول هیات بسکتبال اوز

از پروازهای بلند دیروز او به سوی سبد تا فریادهای سرنوشت ساز امروز او در کنار زمین

در ادامه گفتگو با مسئولین هیات های ورزشی بخش، این بار به سراغ اردوان خادمی مسئول هیات بسکتبال اوز و یکی از پیشکسوتان این رشته ورزشی رفتیم. از مصاحبه با نشریه عصراوز استقبال کرد و در ساعت مقرر در دفتر نشریه حضور یافت. چهره همیشه خندان و خوش برخورد او جو گفتگو را صمیمی و به قول خودش خاطره انگیز کرد. از همان ابتدای نشست از سال های خوش گذشته بسکتبال اوز که در اوج قرار داشت گفت و از مسئولیت امروز خود و آینده ای که انتظارش را داشت از حضور در کنار مربیانی چون مهران حاتمی و مهدی حاجی رسولی اعضای سابق تیم ملی بسکتبال ایران سخن گفت و از این که امروز برای موفقیت این رشته ورزشی نیاز جدی به حمایت و کمک مردم دارد. از پیشکسوتانی که به نیکی از آنها یاد می کرد و از برنامه ها و اهدافی که برای بسکتبال اوز در نظر داشت او اهدافی بلندی داشت که بی شک به حمایت و همکاری همه ما نیاز دارد. صدای زنگ ساعت روی دیوار به نشانه 8 شب به ما یادآوری کرد که زمان خداحافظی فرا رسیده است به ساعت که نگاه کردیم هر دو یقین حاصل نمودیم که نشست ما چقدر صمیمی بوده است. دستهایش را برای خداحافظی فشردیم و برای او و هدفی که دارد آرزوی موفقیت نمودیم.

لطفا خودتان را برای خوانندگان نشریه معرفی کنید؟

اردوان خادمی هستم. بازنشسته اداره مخابرات اوز. متاهل دارای دو فرزند و دارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم مدیریت و کارشناسی علوم قضائی و دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا دانشگاه آزاد لارستان.

از حضورتان در بسکتبال اوز بگویید؟

از سال 69 به واسطه علاقه زیادی که به رشته بسکتبال داشتم وارد فعالیت های این رشته ورزشی شدم آن وقت ها به دلیل مرمت استادیوم و احداث سالن اوز محل مناسبی برای تمرین نداشتیم که عمدتاً در زمینی که سیمان شده بود بازی می کردیم که بعدها به مرور این علاقه بیشتر شد.

از چه زمانی مسئولیت هیات بسکتبال اوز را بر عهده گرفته اید و چرا؟

از دی ماه سال 1393 مسئولیت هیات بسکتبال را پذیرفتم و آن هم به واسطه نشست با پیشکسوتان این رشته و لزوم احیای این ورزش و علاقه ای که داشتم این مسئولیت را پذیرفتم.

اوضاع بسکتبال در اوز چگونه است؟

بسکتبال در اوز ریشه دارد  از گذشته اوز که دارای بسکتبال بسیار خوبی بود بگذریم. اوضاع و احوال این رشته در حال حاضر هم در حد قابل قبول و زمینه برای بازگشت به روزهای خوب مهیا است.

چرا در گذشته بسکتبال در اوز بهتر از امروز بود؟

عشق و علاقه و رغبت به این رشته ورزشی در بین جوانان بیشتر از امروز بود صمیمیت و همدلی فاکتور مهمی بود که جوانان را به ورزش می کشاند و چنان علاقمندی به ورزش نشان داده می شد که همه از جیب خود برای هر مسابقه ای مایه می گذاشتند و به طور کلی برای ورزش کردن خود هزینه می کردند. اما متاسفانه امروز خیلی ها فکر می کنند مگر برای ورزش کردن هم باید هزینه پرداخت کرد.

شما از مجموعه امکانات بسکتبال اوز راضی هستید؟

در مجموع امکانات این ورزش در اوز رضایت بخش است ولی به اعتقاد بنده هنوز جا برای بهتر شدن وجود دارد.

چه برنامه و هدفی برای توسعه و پیشرفت این ورزش در شهر و بخش اوز دارید؟

برای موفقیت هر ورزشی در منطقه خصوصاً بسکتبال باید همه همدل و یکصدا بود. بسکتبال در اوز مجدداً برای داشتن حرف برای گفتن نیاز جدی به حمایت مردمی دارد. علاقمندان و خیرین محترم برای اعتلای ورزش اوز خصوصاً بسکتبال ما را یاری کنند تا همه با هم برای توسعه و پیشرفت این ورزش کوشا باشیم. امیدوارم با داشتن مربی خوبی همچون یوسف صدرزاده و شرکت در مسابقات زیرگروه استان بسکتبال این شهر را به استان معرفی کنیم. البته در تلاش هستیم که بازیکنان را به صورت انفرادی هم جهت تست دادن و حضور در تیم های استان به مرکز استان بفرستیم و این ورزش زیبا و مهیج را همگانی کنیم و ان شاءالله با همکاری خانم مساح مسئول ورزش اداره آموزش و پرورش منطقه اوز در تلاشیم علاوه بر تجهیز سالن ورزشی آموزش و پرورش به حلقه بسکتبال این ورزش را در میان دانش آموزان مدارس بسط و گسترش دهیم هر چند مسئول هیات بسکتبال شهرستان و عبدالحمید پیشداد مدیرعامل مجمع خیرین ورزش و تامین سلامت لارستان قول همکاری و مساعدت در زمینه کمک به توسعه ورزش بسکتبال در بخش اوز داده اند که امیدواریم همه آنچه گفته شد با موفقیت و سربلندی توام باشد.

آیا بانوان هم در ورزش بسکتبال این شهر فعال هستند؟

بانوان قبلاً فعالیت داشتند اما متاسفانه در حال حاضر فعالیتی ندارند.

چه مشکلاتی در راه موفقیت و مسئولیت شما وجود دارد؟

بیشترین مشکلی که راه توسعه و پیشرفت ورزش منطقه خصوصاً بسکتبال و مسئولیت و خدمتگذاری ما در هیات بسکتبال را با چالش جدی روبرو کرده است، بحث مسائل مالی است. اگر بخش خصوصی یا حمایت کننده مالی برای بسکتبال ما وجود داشت قطعاً این ورزش در منطقه به اوج و شکوفائی می رسید که امیدواریم کسی خواسته های ورزش بسکتبال ما را ببیند و ما را در خدمت به هدفی که داریم یاری رساند.

چه انتظاری از مسئولین و متولیان ورزش منطقه دارید؟

بی شک مسئولیت در امر ورزش که با جوانان جامعه سرکار دارد مسئولیت سنگین است اما انصافاً سید یوسف حسینی مسئول اداره ورزش و جوانان اوز از هیچ کوششی در همکاری و مساعدت با بنده و مجموعه هیات بسکتبال دریغ ننموده اند. از مسئولین فرادست تقاضا داریم در کمک به ورزش شهر و بخش اوز نهایت همکاری را با مسئول اداره و هیات های ورزش داشته باشند تا همه با هم برای رشد و ترقی بسکتبال این منطقه سهیم باشیم.

دورنمای بسکتبال اوز را چگونه می بینید؟

من امید زیادی دارم که بتوانیم حداقل در استان حرف برای گفتن داشته باشیم که مطمئناً اگر حمایت شویم این اتفاق خواهد افتاد و آنگاه ما می توانیم خود را برای عرض اندام حتی در کشور آماده کنیم.

پیشکسوتان بسکتبال اوز چه نقشی در دور جدید فعالیت این ورزش دارند؟

پیشکسوتان در هر رشته ای سرمایه آن ورزش هستند و پیشکسوتان بسکتبال اوز هم سرمایه های این ورزش در اوز هستند که امیدوارم با حضورشان در کنار این رشته ما را در موفقیت هدفمان یاری کنند و جوانان را دلگرم و به آنها روحیه تلاش و موفقیت بدهند.

شما به رشته بسکتبال اوز در حال حاضر چه نمره ای می دهید؟

بسکتبال او در حال گذر از آزمون فعالیت های خود است. داشتن یکی مربی جوان و پرتلاش با بسکتبالیست های خوش فکر و آینده دار این شهر می توان به دادن نمره عالی در آینده نزدیک امیدوار بود.

حرف آخر؟

صحبت از ورزش و گفتن از میدانی که همه اندیشه ها به سوی موفقیت است پایانی ندارد امیدوارم همه با هم و با حمایت های مردمی در کنار تلاش های ستودنی نشریه عصراوز در درج اخبار و رویدادهای ورزشی از هیچ کوششی دریغ ننمایم و از کمک های خانم مریم جباری، فرخ امینا، محمدعلی صیادی، بابک کرامتی، فیصل رفعتی و محمد فقیهی به هیات بسکتبال قدردانی می کنم و از همفکری پیشکسوتان این ورزش که جا دارد از زحمات همه آنها به نیکی یاد کنم از بزرگانی چون منصور قاضی زاده، احمد رحمانی، یونس خادم، جمشید حسین نیا، دکتر بابک کرامتی، محمد کمالی، سام صیادی، محمدعلی صیادی و زنده یاد عبدالکریم تارتاران تقدیر و تشکر می کنم. امیدواریم همه برای سربلندی ورزش شهر و زادگاهمان همه با هم تلاش کنیم. موفقیت همگان را از خداوند منان خواهانم.

گزارشگر: علی تیرزن

800 معلول در بخش اوز: معلـولیت پـایـان راه  نیست

 

علی تیرزن:  شعار « امکان دسترسی برای همه در هزاره جدید» شعاری است که دنیا به احترام انسان های معلول در جهان برگزیده است سازمان ملل متحد در سال 1991میلادی این شعار را انتخاب کرد تا سرلوحه امور معلولین در جامعه بشری قرارگیرد و سوم دسامبر هرسال برابر با دوازدهم آذرماه خورشیدی را روز جهانی معلولین نام نهاد به این هدف که بشریت بداند و بفهمد وقتی انسانیت ملاک باشد معلولیت نابرابری نیست، لذا این شعار و این روز به جهان هزاره جدید یاد آوری  می کند اشتغال، تحصیل، معیشت و مواردی از این دست جزء خواسته معلولان نیست بلکه این ها  جزیی از حقوق اساسی و شهروندی آنهاست حقوقی برابرکه همه باید در جامعه از آن بهرمند گردند.   

12 آذرماه روز جهانی معلولین قطعاً به این خاطر نام گذاری شده است که دنیا بداند واژه معلول به معنای ناتوانی و نیاز نیست چرا که انسان معلول اگرچه نقص عضوی دارد اما افکارش، هدفش و آرزوهایش مثل همه و گاه هم بلندتر است، معلول هرچند شاید ذهنش نارسا باشد اما درونش سرشار از عطوفت و احساس است، روز جهانی معلولین به ما یاد آوری می کند در دنیای کنونی که دنیای پیشرفت علم وتکنولوژی است و عصر تفکر و اندیشه و آگاهی است ارزش انسان ها باید به نگرش و بینش آنها سنجیده شود و باورها باید بر این اصل استوار باشد، که فرصت یکسان زندگی برای همه افراد چه توانا و چه ناتوان وجود داشته باشد در این روز به ما یادآوری می شود که تامین امکانات مناسب در جامعه باید برای معلولین به وجود آید تا آنها مثل همه در چرخه روزمره زندگی واقعی حضور داشته باشند باید کوشید مدرسه، دانشگاه، کتابخانه، پارک، خیابان، مراکز خرید و هرگونه اماکن عمومی به سهولت برای رفت وآمد معلول و غیر معلول در دسترس باشد تا همه با هم با فرصت های برابر زندگی کنیم و دیگر هیچ کس در جامعه به خاطر وجود پله  به توانایی آدم ها شک نکند.

  معلولین جامعه ما هم در دائره معلولین جهانی قراردارند  این روز جهانی را پاس بداریم و به فکر معلولین جامعه خود باشیم آنها شهروندان این جامعه هستند بی تردید معلول جامعه ما هم همانند سایر معلولین این کشور و این جهان پهناور می خواهد درمان شود می خواهد تحصیل کند و تحصیلات دانشگاهی داشته باشد او می خواهد شغل مناسب داشته باشد او می خواهد ازدواج کند و او می خواهد ........ آیا متولیان رسیدگی به امورمعلولین ما توانسته اند آنان را به حقوق شهروندی شان برسانند واین سوالی است که باید پاسخ داده شود.

بیایم غبار دل هایمان را با یاد وتوکل بر پروردگار مهربان و بخشنده بزدائیم و وسعت دیدمان را وسیع تر گردانیم و فرهنگ برخورد با معلولین را بیاموزیم و به فرزندانمان نیز آموزش دهیم معلول در جامعه به ترحم نیاز ندارد و هیچ دردی آزار دهنده تر از نگاه ترحم به معلول آنها را دچار خمودی وافسردگی نمی کند بیائیم باور کنیم که در پس بسیاری از جسم های ناتوان و آسیب دیده، روحی بزرگ و افکاری والا نهفته است که اگر مجالی یابند هیچ کمتر از افراد توانا ندارند سعی کنیم زنده بیندیشیم و معلول را با نگاه غیر فرهنگی نبینیم همه ما موظفیم تعریف درستی از معلولیت داشته باشیم و آنها را جدای از خود ندانیم آنها به حمایت فکری ما نیاز دارند، مسئولین رسیدگی به مشکلات جامعه معلولین کشور مانند وزارت تعاون، کار و امور اجتماعی و سازمان بهزیستی نیز باید بر اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مصوب مجلس شورای اسلامی که هنوز به یارای معلولین نرسیده است پافشاری کنند.

در کشور ایران بیش از یک میلیون و دویست هزار معلول زندگی می کنند که 250هزار نفر از آنها   در استان فارس شناسایی شده اند که از این تعداد 4000هزار نفر در شهرستان لارستان با این وسعت و پراکندگی تحت پوشش بهزیستی قرار دارند و نمایندگی بهزیستی شهر و بخش کهن اوز نیز نزدیک به  800معلول شامل معلولیت های ذهنی، جسمی وحرکتی، بینایی، شنوایی و روانی را تحت پوشش دارد که امکان خدمات رسانی به این همه معلول برای نمایندگی که اعتبارات مالی و امکانات چندانی ندارد بسی سخت و دشوار است که انتظار می رود با توجه به حجم زیاد مددجو و نیاز به حمایت از معلولین این بخش  نمایندگی بهزیستی اوز ارتقاء یافته تا بتواند پاسخگوی نیاز معلولین این بخش بزرگ و وسیع باشد، ساختمان جدید بهزیستی اوز هم که به همت بلند خیرین و از محل اعتبارات دولتی در حال احداث است کماکان چشم انتظار اعتبارات مالی بیشتر است که می طلبد مردم ومسئولین در کار خداپسندانه ساخت این اداره آستین همت را بالا بزنند و خانه مدد جویان این شهر را با مساعدت دولت محترم با نام اداره مستقل بهزیستی اوز به سرانجام نهایی برسانند.

 تشکل جامعه معلولین این شهر که مجموعه ای از انسان های معلول و غیر معلول با اندیشه های والا آن را به وجود آورده اند که با حمایت های اداره بهزیستی لارستان در شرف ثبت است در تلاش است به مناسبت روز جهانی معلولین توانمندی های معلولین این شهر و بخش را به نمایش بگذارکه در صورت برپایی این نمایشگاه واجب است با حضور در این نمایشگاه به توانمندی های معلولین خود ارج بگذاریم و امیدوار باشیم این شهر فرهنگ دوست با مردمانی که اندیشه هایی فراتر از دیار خود دارند صحفه تاریخ این ماه را به راحتی ورق نخواهد زد و روز جهانی معلولین را گرامی می دارند و از مسئولین خواهند خواست که به وضعیت معلولین جامعه خصوصاً بانوان  و کودکان معلول در جنبه های فرهنگی، اجتماعی، تحصیلی و شغلی و نابرابری های موجود که زندگی آنها را در شرایط نامساعدی قرارداده است توجه جدی تری شود.

 در پایان امیدواریم که جهت رفاه حال همه معلولین کشور مصوبات قانون جامع حمایت از معلولان اجرا شود و انسان از این پس هیچ انسانی را به خاطر معلولیت کمتر از خود نبیند چرا که معلولیت پایان راه نیست و انسان به روح انسان است.

تالار گفتگوی لرد دره (9)

احمد خضری: از شماره قبل ستونی به نام تالار گفتگوی «لرد دره» را گشوده ایم تا خاطرات و رویدادهای قدیمی از زبان بزرگان را بنویسیم. از شما خواننده محترم نیز تقاضا داریم چنانچه در این زمینه مطالبی دارید به ما ارائه دهید تا منعکس شود. قبل از نگارش خاطرات لازم است ابتدا کلمه «لَرد» (lard) را معنی کنیم لرد به معنی کنار، میدان و مکان خلوت است. و کلمه «دَرِه» نیز به معنای بیرون می باشد. لرد دره، میدان کوچکی بود که در شمال آن دو کوچه و یک منزل مسکونی و در شرق آن منزل مرحوم محمدامین دانشمند و ملحقات آن و غرب آن 5 مغازه با ایوان های زیبایی که در مقابل داشتند در مرکز اوز وجود داشت. در این میدان:  1 - مغازه لحاف دوزی مرحوم خادم 2-مغازه پینه دوزی مرحوم شهباز شکارچی 3-مغازه ظرف سفال مرحوم کاظم گراشی 4-مغازه پینه دوزی مرحوم محمد فیشوری 5-مغازه بقالی مرحوم پدرم و در جنوب میدان نیز دو کوچه و یک منزل مسکونی وجود داشت که چون مرحوم غلامحسین تیمناک سال ها در آن منزل ساکن بوده به نام خانه تیمناک معروف بود.  در حال حاضر از 5 مغازه فقط دو مغازه آن باقی مانده که پس از نوسازی در اختیار حاج محمدطیب نامی است. و بخشی از منزل مرحوم دانشمند و محلقات آن به بازارچه(پاساژ) دانشمند و کوچه ها و منزل تیمناک نیز به خیابان ملت تبدیل شده، ولی کوچه ها و یک منزل مسکونی دست نخورده در شمال میدان هنوز پابرجاست. لرد دره بسیار آباد و محل داد و ستد و خدمات عمومی مردم بود. قسمت غربی آن دو سکوی بزرگ در کنار منزل مرحوم محمدامین دانشمند ساخته بودند که در بیشتر موارد پس از اقامه نماز عصر تعدادی از جماعت مسجد بالا (مسجد حاج ملا محمد زمان خضری آخوند) در روی این سکوها نشسته و گفتگو می پرداختند.

جنبش عدم تعهد

 در خرداد ماه 1340 افزون بر 55 سال پیش که تازه از امتحانات نهائی کلاس ششم ابتدائی فارغ شده بودم در یک بعدازظهر گرم تابستانی پس از اقامه نماز عصر حدود ساعت 16 در جمع بزرگان در لرد دره حضور داشته من تازه وارد سن 12 سالگی شده بودم و به خاطر دارم که بزرگان حاضر در مجلس آن روز مرحومان محمدامین دانشمند، خواجه محمدیوسف طاهری، محمدهادی صمدانی، محمدرفیع برادران، زینل شیری، محمدامین حاج محمدعلی خضری، حاج محمدشریف حق شناس، حاج احمد فقیهی نژاد، حاج محمد ابراهیم فرشادی و ... بودند که از هر دری سخنی می رفت. آنان بیشتر از اخبار رادیو ایران و خبر صبح رادیو بی بی سی صحبت می کردند. متوجه شدم که آن روز بیشتر از سایر روزها مکالمات و گفتگوها با حرارت تر و مهم تر بود. خود را بیشتر در فضای سخنان آنان قرار دادم. بیشترین صحبت را مرحوم محمدامین دانشمند می کرد و بقیه بیشتر شنونده بودند. البته هرازگاهی نیز اظهار نظر کرده و در تکمیل سخنان وی مطالبی افزوده یا می کاستند. در سخنان آن روز بزرگان از رهبر یوگسلاوی سابق یعنی مارشال تیتو، رهبر هندوستان یعنی جواهر لعل نهرو، رهبر مصر جمال عبدالناصر، رهبر اندونزی دکتر احمد سوکارنو زیاد نام می بردند و حالا می دانم که بحث آنان مربوط به سازمان بین المللی عدم تعهد بوده است و اسامی شخصیت های سیاسی را که می شنیدم مشخص شده که از جنبش عدم تعهد یاد می کرده اند. دقیق به یاد دارم که مرحوم زینل شیری از داخل کلاه نمدیش مقداری اوراق بیرون آورد و به سمت دانشمند رفت و گفت ارباب لطفاً اینها را برایم بخوان و مشخص کن که حدود و ثغور زمین ها کجاست؟ و مرحوم دانشمند او را به سوی مرحوم طاهری حواله داد. در همین لحظه مرحوم محمدرفیع برادران با صدای بلند گفت بگذار چهار تا کلمه یاد بگیریم زمین و حدود همیشه هست بگذار برای روز دیگر یا خصوصی برو و اقدام کن. مرحوم زینل شیری با خوشروئی گفت: باشد ولی آن چیزهائی که الان می شنویم بدرد من و تو نمی خورد و مدارک را در کلاهش گذاشت و خداحافظی کرد و قصد رفتن داشت که مرحوم دانشمند به اتفاق سایرین گفتند برگرد برایت می خوانیم نگران نباش و اتفاقا مرحوم  زینل شیری باز هم با خوشروئی گفت چشم ارباب. برگشت و اتفاقاً کنار مرحوم برادران نشست و به جلسه گوش داد. آری در آن روز درباره جنبش عدم تعهد صحبت می شد و ما امروزه می دانیم که در سال 1961 میلادی در اوج جنگ سرد در بلگراد پایتخت یوگسلاوی سابق سازمان جنبش عدم تعهد متشکل از کشورهائی که به هیچ بلوک و قدرت جهانی یعنی کمونیسم و سرمایه داری وابستگی نداشتند شکل گرفت. جنبش عدم تعهد از جمله سازمان هائی است که ویژگی های سازمان بین المللی را داراست. اما چون فاقد شخصیت حقوق بین المللی است یک سازمان بین المللی محسوب نمی شود. کشور ایران جزء این جنبش است و در تاریخ 5 تا 10 شهریور 1391 اجلاس آن به ریاست ایران در تهران تشکیل شد که یکصد کشور از 120 کشور عضو در آن حضور داشتند و 30 رئیس جمهور، نخست وزیر و معاون رئیس جمهور به تهران آمدند. و 70 نفر بقیه از مقامات عالیرتبه بودند. امسال هم از 23 تا 28 شهریور این اجلاس در جزیره مارگاریتای ونزوئلا برگزار شد. و ایران ریاست این جنبش را به ونزوئلا داد.

تالار گفتگوی لرد دره (8)

احمد خضری: از شماره قبل ستونی به نام تالار گفتگوی «لرد دره» را گشوده ایم تا خاطرات و رویدادهای قدیمی از زبان بزرگان را بنویسیم. از شما خواننده محترم نیز تقاضا داریم چنانچه در این زمینه مطالبی دارید به ما ارائه دهید تا منعکس شود. قبل از نگارش خاطرات لازم است ابتدا کلمه «لَرد» (lard) را معنی کنیم لرد به معنی کنار، میدان و مکان خلوت است. و کلمه «دَرِه» نیز به معنای بیرون می باشد. لرد دره، میدان کوچکی بود که در شمال آن دو کوچه و یک منزل مسکونی و در شرق آن منزل مرحوم محمدامین دانشمند و ملحقات آن و غرب آن 5 مغازه با ایوان های زیبایی که در مقابل داشتند در مرکز اوز وجود داشت. در این میدان:  1 - مغازه لحاف دوزی مرحوم خادم 2-مغازه پینه دوزی مرحوم شهباز شکارچی 3-مغازه ظرف سفال مرحوم کاظم گراشی 4-مغازه پینه دوزی مرحوم محمد فیشوری 5-مغازه بقالی مرحوم پدرم و در جنوب میدان نیز دو کوچه و یک منزل مسکونی وجود داشت که چون مرحوم غلامحسین تیمناک سال ها در آن منزل ساکن بوده به نام خانه تیمناک معروف بود.  در حال حاضر از 5 مغازه فقط دو مغازه آن باقی مانده که پس از نوسازی در اختیار حاج محمدطیب نامی است. و بخشی از منزل مرحوم دانشمند و محلقات آن به بازارچه(پاساژ) دانشمند و کوچه ها و منزل تیمناک نیز به خیابان ملت تبدیل شده، ولی کوچه ها و یک منزل مسکونی دست نخورده در شمال میدان هنوز پابرجاست. لرد دره بسیار آباد و محل داد و ستد و خدمات عمومی مردم بود. قسمت غربی آن دو سکوی بزرگ در کنار منزل مرحوم محمدامین دانشمند ساخته بودند که در بیشتر موارد پس از اقامه نماز عصر تعدادی از جماعت مسجد بالا (مسجد حاج ملا محمد زمان خضری آخوند) در روی این سکوها نشسته و گفتگو می پرداختند.

***** در شماره قبل مرحوم محمدعلی فریدی در مورد چگونگی ورود کالا از دبی به لار به تفصیل صحبت و تشریح کرد. که در این شماره صحبت های ایشان را به پایان رسانیده و برایش غفران الهی آرزومندیم.

پایان گفتگو با مرحوم محمدعلی فریدی

لار قطب اقتصاد و تجارت کشور شده بود. تجار تهران به وسیله مورس و تلفن مغناطیسی از تجار لارستانی برای تعیین نرخ کالا کسب تکلیف می کردند. تجار شیرازی از لار خرید می کردند. به طور کلی تجار لاری و اوزی معروفترین و صادق ترین تجار ایران به حساب می آمدند. ساختمان هتل فردوسی لار اختصاص به مهمانان و تجار شیرازی، اصفهانی، یزدی و تهرانی به میزبانی مرحوم عبداله فریدی داشت. در حقیقت هتل فردوسی لار، منزل مرحوم فریدی به حساب می آمد. مرحوم عبداله فریدی هم تاجر بود و هم نقش تعیین کننده در اقتصاد جنوب را داشت. نه تنها تجار شهرهای مختلف بلکه تمام اوزی ها که برای هر کاری به لار می آمدند نهار و شام و حتی بیتوته را در منزل فریدی بودند. چون مرحوم فریدی نه تنها در بازار بلکه در ادارات هم موثر بود. کالا ها در لار به ظاهر جنبه قاچاق نداشت چون هر بار که کالا وارد لار می شد بر اساس پروانه صادره از گمرکات مغویه، چارک، لنگه و غیره برای آنها بارنامه صادر می شد. شترها حامل بار از ساعت 12 شب به بعد وارد می شدند و ماموران نیز حاضر شده و شترها را شمارش کرده و یادداشت می کردند. لارستان نه تنها از نظر اقتصادی و تجاری بلکه از نظر سیاسی و غیره نیز در جنوب نقش تعیین کننده داشت. مسئولان، تجار اوزی و لاری با مدیریت مرحوم عبداله فریدی توانستند لارستان را یکی از امن ترین شهرهای جنوب فارس کنند. در صورتی که قبل از آن لارستان نا امن ترین شهرستان جنوب بود. ژاندارمری فارس توسط مسئولان و تجار و معتمدان لارستان از نظر نیروی انسانی و مادی تامین می شد و بنابراین آنان نیز نهایت همکاری را در تامین جاده های منتهی به لارستان به کار می بستند و به ویژه راه های بندرلنگه به لار، بندرعباس به لار، لار – جهرم کاملاً در حفاظت کامل بود و تامین جانی و مالی می شد. و تجار و مردم در کمال آرامش مشغول زندگی و تجارت بودند و کالای بیشتر نقاط کشور از طریق لارستان تامین می شد. مرحوم محمدعلی فریدی در پایان صحبت هایش در مورد تجارت لار وارد بحث انتخابات مجلس شورای آن زمان شد و قرار شد که موضوع انتخابات مجلس را در هفته آینده برایمان شرح دهد که عمر ایشان یاری نکرد و هفته بعد به رحمت خدا رفت.

وی در این جلسه درباره انتخابات گفت: انتخابات دوره 15 انتخابات اولین دوره بود و در دور دوم انتخابات یعنی انتخابات دور شانزدهم مرحوم عبدالرحمن فرامرزی به نمایندگی مجلس شورا از سوی مردم لارستان انتخاب شد. انتخابات مرحوم فرامرزی در جلسه ای در شهر لار با حضور تجار، معتمدان و مسئولان لاری و اوزی و به طور کلی دولت آن زمان انجام گرفت. ولی در دوره پانزدهم انتخابات مجلس، مرحوم عبدالرحمن فرامرزی انتخاب نشد و علت آن هم مخالفت دولت آن زمان با انتخاب وی بود ولی تجار، مردم، مسئولان محلی و معتمدان با انتخاب وی موافق بودند.

 

کتابخانه بانو و کودک و نوجوان عصر اوز برگزار می کند

به معلم بودنم افتخار می کنم چون معلمان سازندگان جامعه هستند

 

 عصر سه شنبه است و منتظر مصاحبه شونده این ماهمان محمدصدیق پیرزاد هستیم. زنگ در به صدا در می آید. منتظر پیرزاد هستیم ولی به جایش عبدالوهاب کرامتی یکی از خوانندگان نشریه برای بیان مطلبی به دفتر وارد می شود که در همین حین پیرزاد هم می آید.

به محض وارد شدن پیرزاد به دفتر عبدالوهاب کرامتی از جایش بلند شده و او را استاد خود می خواند. و می گوید من روزی شاگرد ایشان بوده ام. با این حرف کرامتی،  پیرزاد به خاطره ای که در ذهنش آمده بود اشاره کرد که روزی در یک سمینار بزرگی شرکت می کند. در آنجا یکی از شاگردان خود را می بیند که به مدارج بالایی رسیده و آنجاست که پیرزاد می گوید چه سعادتی برای استاد است شاگردش را در این مدارج بالا ببیند. و بعد از زنده کردن خاطرات با همدیگر خداحافظی کرده و ما مصاحبه خودمان را شروع کردیم: 

 

محمد صدیق پیرزاد فرزند محمدعلی در 1308 هجری شمسی در خانواده ای ده نفره به دنیا آمد. او فرزند پنجم خانواده است. دوره ابتدایی خود را در دو ساختمان که یک ساختمان معروف به حاج محمد رحیم (نزدیک لرد میری) و یکی دیگر مدرسه بدری که سردرب آن نوشته شده بود: «مدرسه دولتی بدری اوز شماره 29». مدیر مدرسه را زنده یاد عبدالرشید فانی و معلمانش را مرحومان: حکیم رابط، علی محمد ضیاء ، ابراهیم و احمد بصیری معرفی

 می کند.

با تشویق های پدرش که همیشه به او می گفت: باید کلاس ششم ابتدائی را تمام کنی که ان شاءالله بعدها که می خواهی به کاری مشغول شوی آن تصدیق را روی میز بگذاری و با آن استخدام شوی. به همین خاطر تا ششم ابتدایی درس خواند.

بعد از تمام شدن کلاس ششم چون پدرش را از دست داد مجبور شد برای گذراندن زندگی خانواده مشغول به کار شود. با راهنمایی برادرش یوسف، مغازه ای در «لرد دره» روبروی منزل محمد امین دانشمند در مغازه خواروبار فروشی که برایش گرفته بود حدود شش ماه مشغول به کار شد. به خاطر درآمد کمی که داشت به درخواست عمویش محمدرفیع پیرزاد به شیراز در تجارتخانه محمد ابراهیم پرهام و شرکا رفت و به مدت یک سال در آن تجارتخانه در سمت شاگرد و منشی و کارهای امورات بانکی، ترخیص مال از کمرگ و ... را انجام می داد. به خاطر حقوق کمی که داشت نمی توانست مایحتاج خانواده را تهیه کند به همین دلیل در تابستان 1326 به اتفاق عده ای از اوزی ها برای کار کردن در شرکت نفت به آبادان رفتند.

چون مدرک ششم ابتدایی داشت در قسمت استخدامی شرکت نفت در اداره کارگزینی استخدام شد. و اینجا بود که به حرف پدر خدابیامرزش که همیشه می گفت «مدرک تحصیلی مهم است» رسید.

او پس از گذراندن دوره کارآموزی به اتاق کنترول روم (اتاقی 20 متری که در آنجا فشار سنج و حرارت سنج بود) رفت. پیرزاد حتی شماره اتاق و کارگزینی خود را هنوز به یاد دارد. که می گوید شماره کارگری s.p.312  و شماره کارگزینی 172388 بود.

چون علاقه زیادی به ادامه تحصیل و شغل معلمی داشت تصمیم به ادامه تحصیل گرفت ولی به خاطر مشغله شغلی که شیفت کار می کرد نمی توانست از تمام کلاس ها بهره ببرد. در سال 1329 بود که فهمید فرهنگ اوز چند نفر معلم استخدام می کند. زیرا آن سال بود که با تلاش و کوشش فرامرزی فرهنگ اوز تقریبا به صورت مستقل اداره می شد. به همین دلیل به وسیله تلگرافی موضوع را با برادرش یوسف در اوز درمیان گذاشت تا از صحت این موضوع با خبر شود. پس از چند روز جواب تلگراف رسید که نام شما در ردیف داوطلبین معلم نوشته شد و برای امتحان ورودی خود را برسان.

پیرزاد با گرفتن 15 روز مرخصی از شرکت نفت به اوز آمد و پس از دادن امتحان ورودی و قبولی در آنجا ماند و به شغل معلمی پرداخت و دیگر به شرکت نفت بازنگشت.

سال 1329 شروع کار در آموزش و پرورش

کار معلمی خود را در کلاس چهارم ابتدایی و انجام بعضی از کارهای دفتری در ساختمان جدید التاسیس دبیرستان هوشیار که در سال 30-1329 افتتاح شده بود، شروع کرد.

در همان سالها علاوه بر کار معلمی به درس خواندن خود نیز ادامه می داد و توانست دیپلم پنجم علمی خود را در دبیرستان سلطانی شیراز بگیرد.

در سال 1343 به همراه شش نفر از دوستانش از لار وارد دانشسرای عالی تهران با نام مرکز تربیت معلم شدند تا به مدت یک سال دوره مدیریت را بگذرانند. و پیرزاد باز هم برای ادامه تحصیل و گرفتن مدرک لیسانس تلاش کرده و در شهر تهران به همراه خانواده به مدت سه سال دیگر  به درس خواندن ادامه داد. و در خردادماه 1347 در رشته آموزش ابتدائی فارغ التحصیل شد و در همان سال برای دریافت پست به اداره آموزش و پرورش لارستان رفت که آقای ندیمی رئیس آموزش  پرورش لارستان به اوز آمد و در بین مردم گفت که این میوه رسیده ارزانی شما مردم اوز باشد و این چنین پیرزاد را به سمت نماینده اداره آموزش و پرورش اوز منصوب کرد.

در دوسالی که در اوز نماینده بود در امر پیکار با بیسوادی فعالیت زیادی کرد از جمله روستای هیرم بود که کدخدای آن علی اکبر پاسلاری نیز بی سواد بود و می گفت در روستای هیرم حتی یک نفر با سواد نداریم و سید محمدباقر علوی از روستای گلار ماهی یک بار به ده می آید و نامه های رسیده را می خواند و جوابش را می نویسد. پیرزاد وقتی این سخنان را شنید پیش خود تصمیم گرفت برای روستای هیرم کاری انجام دهد. پس به کدخدا گفت: چه کار می توانی بکنی که من کلاس پیکار با بی سوادی را در اینجا دایر کنم؟؟؟

کدخدا گفت: اگر معلمی از روستاهای خودمان باشد در خانه خود به او جا و مکان می دهم. پیرزاد نیز فردی را به نام صادق ایازی اهل کوره که با کدخدا هم قومیت داشت به مدت دو سال برای تدریس به آنجا فرستاد. 

در سال 1349 حکم مسئولیت سپاه دانش و تعلمیات روستاهای لارستان به وی داده شد. برای اینکه سوادآموزی هیرمی ها مانند آب در ماسه ناپدید نشود و پیکار با بیسوادی پایدار بماند تصمیم به ساخت مدرسه ای در روستای هیرم گرفت. و چون معلم عادی نداشتند موقتاً یک نفر سپاه دانشی به نام محمد رضا صابونی تقریبا بر خلاف مقررات برای روستای هیرم فرستاد که بعدها با معلم عادی جابه جا شود.

اوایل سال تحصیلی با مرحوم علی اکبر نیک اقبال نماینده آموزش و پرورش اوز برای سرکشی به روستاهای بیدشهر، کوره، هیرم و ... رفتند. و پیرزاد با دیدن تلاش معلم و دانش آموزانی که با دست خود ساختمان سه اطاقه مدرسه را با خشت و گل درست  می کردند، بسیار خوشحال شد و آنجا بود که لذت خدمت چند ساله خود را حس کرد.

در سال 1350 به درخواست خود به بندرلنگه انتقال یافت و سه سال و نیم در آنجا و دوسال در قشم در سمت ریاست آموزش و پرورش به فعالیت خود ادامه داد.

در همان سال بود که آموزش و پرورش اوز از لار جدا و به صورت منطقه ای اداره می شد. و معتمدین از بشیر بختی مدیر کل وقت آموزش و پرورش استان فارس درخواست کرده بودند که ابلاغ این مسئولیت را به پیرزاد بدهد ولی ابتدا پیرزاد با این پیشنهاد موافقت نکرد چون نفاق و دو دستگی را در طول خدمتش در بین بعضی از مردم اوز دیده بود و این موضوع خدمت کردن را برای او دشوار می ساخت. و بالاخره به درخواست دوستانش در سال 56-55 به اوز آمد و به عنوان اولین رئیس آموزش و پرورش منطقه اوز مشغول به کار شد.

 بعد از دو سال مدیریت آموزش و پرورش اوز  به شهر لار رفت و بالاخره در سال 1359 با خدمت سی ساله به شهر و دیار و سایر مناطق خود به جمع بازنشستگان آموزش و پرورش پیوست.

  

  فعالیت اجتماعی

بعد از بازنشستگی همچنان فعال و پرجنب و جوش است و در زمینه های عمرانی و اجتماعی و در اکثر جاها شرکت داشته و دارد. و عضویت در هیات امناهای دانشگاه پیام نور مرکز اوز، دانشگاه آزاد مرکز اوز، مدرسه علوم دینی امام شافعی، آموزش و پرورش، هلال احمر، کلانتری و نیروی انتظامی و عضو شورای سرپرستی نشریه کهن عصراوز از جمله فعالیت های اجتماعی وی می باشد. پیرزاد بجز فعالیت در اجتماع به طبیعت گردی و شکار هم علاقه زیادی دارد و در روزهای تعطیل وقت خود را صرف کوه و دشت و صحرا می کند.

پیرزاد می گوید: از آنجایی که علاقه زیادی به زادگاهش دارد پیوسته کوشیده تا قدم هایی به سود شهرش بردارد و می خواهد و اگر بتواند کاری انجام دهد بهتر است برای شهر و زادگاه خود باشد. او معتقد است من به اوز عشق می ورزم و برای پیشرفت آن وقت می گذارم و به معلم بودنم افتخار

می کنم چون معلمان سازنده جامعه هستند و از این رو از جوانان می خواهد این مصاحبه را بخوانند و به آن توجه کنند و بجز کار خود گوشه چشمی هم به شهر و زادگاه خویش داشته باشند. ­­­­­

کس نخارد پشت من              جز ناخن انگشت من

گزارشگران: حمیرا نامدار و مریم سمیعی

https://telegram.me/AsreEvaz

همایش بزرگ زنان زینبی با حضور همسران شهدای مدافع حرم

همایش بزرگ زنان زینبی با حضور همسران شهدای مدافع حرم در سالن اجتماعات بیمارستان امیداور اوز با حضور شیخ عبدالعزیز قاضی زاده امام جمعه، مسئولین ادارات،  بسیجبان،  خانواده شهدا و شهید محمد استحکامی برگزار شد.

در این تجمع بانوان زینبی در هفته بسیج یاد شهدای دفاع مقدس گرامی داشته شد و از خانواده شهید محمد استحکامی و بسیجیان فعال شهر تقدیر به عمل آمد.

 

نمایشگاه  صنایع و هنرهای دستی  به کار خود پایان داد

نمایشگاه صنایع و هنرهای دستی اوز در خانه بهروزیان  3 آذر ماه که به مدت یک هفته با بیش از 70آثار از هنرمندان جوان اوز و بستک در معرض دید علاقمندان قرار گرفته بود به کار خود پایان داد.

در مراسم اختتامیه فروغ هاشمی سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی  ضمن تشکر از مدیریت، هنرمندان و همچنین کسانی که در برگزاری این نمایشگاه همکاری داشتند قدردانی و تقدیر و جوایزی نیز به آنها  اهدا شد.

 

چگونگی تاسیس پست در اوز

محمدصدیق پیرزاد: در نوشته های کتب و مجلات می خوانیم که: پستخانه ایران به نام (پستخانه جلیله) از هفتم مرداد 1313 شمسی در ساختمان تازه خود واقع در خیابان سپه سابق سه راه خیام که در روز پنجم مرداد 1313 گشایش یافته بود به کار روزمره خود پرداخت. کار ساخت این عمارت با هزینه ای برابر با مبلغ پانصد هزار تومان به مدت شش سال طول کشید. ایران نخستین کشور جهان است که پستخانه دایر کرده است.

سابقه تاسیس پستخانه در ایران به زمان داریوش هخامنشی در چهارم جولای سال 489 پیش از میلاد باز می گردد و پستخانه آمریکا شعار 2500 ساله آن را بر سردر خود نصب کرده است. ارزش جابجائی مطالب کتبی، قبلا در مقاله ای به عرض خوانندگان عصراوز رسیده که حتی از کبوتر نامه بر هم صحبتی کرده ام و اما ایجاد پست و پستخانه در اوز از همان اوایل کار سلطنت پهلوی امری لازم دانسته شد و با همت زنده یاد حسن ابراهیم پرهام پست ملی در اوز به وجود آمد تا اینکه بعدها اداره پست به اوز داده شد و تا آنجا که حافظه ام یاری می نماید اولین رئیس پست مرحوم محمد ابراهیم شافعی پدر عبداله شافعی بود که در منزل شخصی اش به این کار مشغول شد.

افرادی که سمت چاپاری یعنی حمل پاکتها و بسته ای پستی به لار داشتند و پیک پست نام گرفته بودند عبارت بودند از زنده یادان حاج عبداله نظری، محمد حبیب قاری و محمدامین امیری. افرادی را که نام بردم با داشتن یک راس الاغ و بعدها احیانا با ماشین های عبوری از اوز به لار و بازگشت به اوز کیسه پستی را حمل می کردند. خوب به یادم مانده که جنب در ورودی منزل رئیس پست (شافعی)دریچه ای تخته ای بود و روزهای معینی از هفته بعدازظهر مردم جلو این دریچه حضور پیدا می کردند و با خواندن پاکت و بسته ها و روزنامه های رسیده به نام افراد به دست صاحبانشان می رسید.

عصر اوز شماره 205 منتشر شد

 

 نشريه كهن  عصر اوز شماره ٢٠٥ با سخن اول درباره معلوليت ويادداشت، كتاب به جاى گل، اولين نشست مطبوعاتى نماينده مجلس، نشست مشترك علماى سنى و شيعه جنوب فارس با استاندار، انتخاب خديجه پيرزاد به عنوان خير كتابخانه ساز نمونه فارس، كفتگو با محمد صديق پيرزاد معلم پيشكسوت، تالار گفتگوى لرد دره ( جنبش عدم تعهد )، برنامه دانشگاه آزاد براى ترويج كتابخوانى، جايگاه روزهاى هفته در باورهاى عاميانه، اوز ميزبان كورس سوار كارى جنوب و اخبار متعدد سياسي و اجتماعى و فرهنگى و ورزشى و مقالات جذاب مختلف در ١٢ صفحه منتشر شد، عصر اوز را از روزنامه فروشى ها بندرعباس، لار ، شيراز و اوز بخواهيد.

برنامه های هفته بسیج

برنامه های هفته بسیج اعلام شد: به گزارش حوزه مقاومت بسیج سپاه امام علی(ع) اوز از روز یکشنبه 30 آبان تا جمعه 5 آذر 95 برنامه های هفته بسیج در اوز برگزار می شود.

اولین روز هفته بسیج در محل سپاه پاسداران با همایش اربعین حسینی آغاز و در روزهای دیگر با رژه موتوری، افتتاح نمایشگاه، خیمه سلامت، پیاده روی مسئولین در یک روز بدون خودرو، استخر برای بسیجیان، افتتاح مسابقات فوتسال و والیبال، همایش بزرگ زنان زینبی با حضور همسران شهدای مدافع حرم، غبار روبی و عطرافشانی و برنامه ها در روز جمعه 5/9/95 با حضور بسیجیان در نماز جمعه پایان می یابد.

*رژه موتوری

 

  

*خیمه سلامت توسط دانشکده بهداشت اوز

 

 

  

*پیاده روی مسئولین در یک روز بدون خودرو

 

  

*نمایشگاه فرهنگی و مذهبی در عرصه بسیج سازندگی