گفتگو با محمدشریف امیدواری: کاسبی مردمدار که در امورات نیکوکاری و اسب هم فعال است
این بار با یکی از صاحبان کسب و کار محله و منطقه مان مصاحبه می کنیم و درباره سیر شغلیش می نویسیم. مصاحبه با مغازه دار آقای محمدشریف امیدواری یکی از کاسبان محله است او می گوید تصمیم گرفتم که کاری را انتخاب نمایم که خود، کارفرمای خود باشم و این کار باعث رضایت درونی من است و از نتیجه کارم لذت می برم. در ابتدا سود کسب و کارم کم بود اما به تدریج و پس از گذشت زمان و با شناخت راهها و مشکلات، درآمدم زیاد شد. من اعتقاد دارم که سود کمتر باعث فروش بیشتری می شود و اینک با تجربه و آگاهی و با داشتن علاقه می توانم به تمام هدف هایم برسم.

و اینک با او همراه می شویم:
محمد شریف امیدواری فرزند مرحوم عبدالرحیم امیدواری متولد سال 1353 در شهر اوز به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع هنرستان در رشته صنعت ساختمان در اوز ادامه داد.
یک سال و نیم بیشتر نداشت که پدر خود را از دست داد و به خاطر لجبازی بچگانه و نبود پدر اطرافیانش سعی می کردند او را با پرندگانی که برای او می آوردند آرام کنند. حتی امیدواری بیاد دارد که در سن 4 سالگی نام کبوترش را پینوکیو گذاشت که با او بسیار اخت گرفته بود و این علاقه به حیوانات از همان کودکی در وی به وجود آمد.
البته در زمان های قدیم در اکثر خانه ها از حیوانات اهلی نظیر مرغ و خروس و بز و ... نگهداری می کردند. که خانواده امیدواری نیز از همین امر مستثنی نبود.
تا اینکه این علاقگی کم کم به داشتن حیوانات بزرگتر مثل اسب رسید. می گوید: روزی با خانواده برای دیدن مسابقه زیبایی اسب به گراش رفتند و این استارتی بود برای خریدن اسب. خلاصه در اسفند ماه سال 94 اولین اسب خود را به نام خیبر خریداری کرد. که خیبر توانسته بود در مسابقات زیبایی اسب مقامی کسب کند و در کنار خیبر دو اسب دیگر نیز خریداری کرد. هر چند خودش سوار کار نیست ولی تصمیم به یادگیری سوارکاری دارد.
امیدواری نقش اسب را در جامعه این چنین توصیف می کند که نقش اسب در شهرها چند بُعد دارد مثلا در شهرهای کردستان از اسب استفاده کاری، در شهرهای یزد و رفسنجان که به قطب تجارت اسب معروف است از اسب ها به عنوان خرید و فروش و تجارت کردن استفاده می کنند و بعضی ها برای گذاشتن کلاس. که الحمداله شهر اوز نیز با وجودی که چند سالی بیشتر نیست در این حرفه فعالیت می کنند ولی در این مدت کم توانسته است در منطقه حرف اول را بزنند و در رشته های کوروس و استقامت و زیبایی مقام هایی به دست آورند.
در حال حاضر در شهر اوز حدود 40 تا 50 راس اسب داریم.
آب و هوای اوز برای اسبها زیاد مساعد نیست چون در فصل تابستان هوا بسیار گرم و مشکلاتی برای اسب به وجود می آورد. غذای آنها کاه و یونجه است ولی اسب هائی که می خواهند در مسابقات شرکت کنند از موادی به نام کُنسانتره استفاده می کنند چون این مواد باعث افزایش قدرت در اسبها می شود.
امیدواری در کنار سه اسب خود از پرندگانی نظیر: قناری، فنج، مرغ مینا، کبک، سحره و ... نیز نگهداری می کند. وقتی از او می پرسیم که آیا وقتی هم برای رسیدگی به آنها دارد؟
می گوید یک علاقه خاصی در من وجود دارد که من هیچگاه از آنها خسته نشده و نخواهم شد. تا حدی که بعد از نماز صبح نمی خوابد و به پرندگانش رسیدگی می کند.
علاقه او به پرندگان واقعیت عجیب است. مثلا اگر در جاده در حال رانندگی باشد و پرنده ای را ببیند ماشین خود را نگه می دارد و با لذت به تماشای آن پرنده می نشیند و به شدت هم مخالف شکار پرندگان غیرحلال است و اگر این چنین فردی را ببین حتما با او صحبت کرده و نمی گذارد آسیبی به پرندگان غیر حلال بزند.
امیدواری رابطه مردم و اسب ها را بسیار خوب و این شغل را باشخصیت می بینند. در بُعد اسب سواری این کار را منع نمی داند. اسب سواری ورزشی است که زن و مرد ندارد و زنان نیز در اوز بسیار از این ورزش استقبال می کنند.
وقتی به او می گویم آیا قصد ندارد یک باغ وحش یا باغ اهلی حیوانات داشته باشد جواب می دهد: شرایط آب و هوای منطقه اوز این اجازه را نمی دهد چون هوای گرم منطقه باعث می شود که در فصل تابستان به خاطر گرمی هوا هم از نظر بهداشت و هم رسیدگی به حیوانات بسیار مشکل ساز شود و این کار را از عهده خود خارج می بیند.
او قدیمی ترین اسب داران اوز را عزیز ایزدی، صالح نژاد و پشام، حاج زدین و ... معرفی می کند و عزیز ایزدی را پدر اسب اوز می داند چون او از 30 سال قبل از اسب ها نگهداری و به آنها آموزش می داده است. حتی در شهر اوز از قدیم تا به الان برای مراسم عروسی و شادی ها از اسب استفاده می کند.
به غیر از امیدواری کسانی دیگر هم هستند که به اسب ها علاقه دارند نظیر برادران محبی، برادران بدری، برادران جعفرپور، امیدواری، بیضائی، و آقای عارف مولوی که قصد دارد کلاس اسب سواری را در اوز راه اندازی کند.
او می گوید: شهر گراش جز شهرهایی است که بیشترین سرمایه گذاری اسب را دارد و در منطقه حرف اول را میزند ولی ناگفته نماند که شهر اوز هم با وجود سابقه کمی که دارد توانسته است جایگاه خوبی در این زمینه در جنوب فارس داشته باشد.
***
گفتگو را به مسائل شهر می کشانیم و به وی می گوییم آینده اوز را چگونه می بیند. به اعتقاد او اوز 10 تا 15 سال آینده بسیار پیشرفت چشمگیری خواهد داشت ولی زمان بر است. با وجودی که اوز شهرستان نیست ولی از هر لحاظ موفق بوده چه از نظر جو بازار، جو فرهنگ و جو گروه های دیگر.
اگر توجه کنیم در اوز کارهای عمرانی و زیر ساخت های زیادی انجام می گیرد. نظیر ساخت و ساز ساختمان 7 طبقه که در منطقه حرف اول را می زند و یا در امر راه و شهرسازی و داشتن نمایندگی های مختلف و کارگاه هایی مثل کارگاه محمود کریما که بسیاری از مشکلات را آسان کرده است.
به نظر وی اگر هر تاجر اوزی احساس مسئولیت کند و سرمایه های خود را در شهرش سرمایه گذاری کند باعث رونق اقتصادی شهر شده و اوز به یک قطب تجاری تبدیل می شود. امیدواری اظهار می دارد: در حال حاضر درآمد کافی و وافی در اوز نیست و جوانانمان به اجبار به شهرهای دیگر روی آورده اند. هر شهری رونق تجاری داشته باشد آن شهر موفق است و مسلماً شهر موفقمی تواند شهری فرهنگی باشد که مردمانش دارای تحصیلات بالایی هم هستندو
****
برگردیم به شغل اصلی محمدشریف امیدواری که در حیطه شیرآلات و لوله و اتصالات است. فروش آنها هم به صورت عمده و هم تکی است. در اوایل کار چون شهر اوز به لار وابسته بود از نظر فروش با مشکلاتی مواجه بودند ولی با روی کار آمدن نیروهای جوان و طرز فکرهای جدید توانستند خود به شخصه با شرکت ها قرار داد ببندند و بتوانند وسایل را با قیمتی ارزان به مردم عرضه کنند. و به یاری خدا تا کنون توانسته است ارباب رجوع را راضی نگه دارد. هر چند توقع مشتری فراتر از کاسبی است و بازپرداخت ها خیلی دیر انجام می گیرد ولی باز هم با این وجود سعی در راضی نگه داشتن آنان را دارد. می توان گفت 30 درصد مشتری وی اوزی، 50 درصد حومه شهر اوز و 20 درصد از اطراف گله دار هستند.
****
شنیده بودیم که امیدواری به غیراز این کارها دست در کار خیر نیز دارد وقتی احساسش را از این کار سوال کردیم. گفت: وقتی بتوانم نیاز کسی را برطرف کنم آرامش قلبی می گیرم. چون خودم در یتیمی بزرگ شده ام نیازمندان را بسیار درک می کنم. و در خانواده ای بزرگ شده ام که هنوز هم این فرهنگ وجود دارد که فقیری به درب خانه آمد او را دست خالی نگذاریم.
دوستان را نیز به این کار تشویق می کند که اگر می توانند دست نیازمندان را بگیرند و بدانند که با این کار خداوند بزرگ چند برابر آن را برمیگرداند.
****
عصراوز را روزنامه ای فعال و با قدمتی چندین ساله می بیند که توانسته است در منطقه اطلاع رسانی و شهر اوز را معرفی کند.
گزارشگران: حمیرا نامدار و مریم سمیعی
عصر اوز می خواهد آئینه تمام نمای افکار عمومی باشد.