دویست و هیجدهمین شماره عصر اوز  چاپ و منتشر شد

 

 همراه با مطالب: شورای اسلامی شهر اوز و انتخاب شهردار، هیات رئیسه شورای اسلامی شهر اوز مشخص شد، بهره برداری از 35 طرح با اعتباری افزون بر 14 میلیارد تومان در بخش اوز، تجلیل فرمانداری،ادارات کل راه و شهرسازی و فرهنگ و ارشاد و بخشداری اوز از خبرنگاران، گفتگو با پارسا فقیهی دارنده رتبه 101 گروه ریاضی فیزیک، خانه حاج محمدرحیم از تجارتخانه تا مدرسه، مطبوعات محلی در تلاطم بی توجهی، بازیکن شایسته اوز در اردوی تیم ملی نوجوانان باقی ماند، قهرمانی تیم فوتبال دانش آموزان فارس با حضور بازیکنان بخش اوز، چاپ و رونمایی از کتابهای زنی از کرانه جنوب و گویش مردم اوز، نعمیه رحیمی زاد بانوی اشتغال آفرین، خالده اسماعیلی: شهر و مردم اوز خاطرات خوش مرا شکل می دهند، سخنی با مقامات مسئول شهر پیرامون سکونت اتباع خارجی در شهر اوز، اندر حکایت عروسی های اوز، کسانی را که به شهر خدمت می کنند بهتر بشناسیم، خاطره ای از دلاوران محل و دهها مطالب خواندنی اجتماعی، خبری، فرهنگی و ورزشی. عصراوز را از روزنامه فروشی های اوز و توابع، بندرعباس، لار و شیراز بخواهید.

 

 

   

نگاهی به مراسم تحلیف و انتخاب هیات رئیسه شورای شهر اوز

به گزارش عصر اوز در ساعت 10 و 15 دقیقه صبح روز چهارشنبه یکم شهریور 96 مراسم تحلیف اعضای شورای اسلامی شهر اوز در محل شورا انجام شد.

ابتدا، امام جمعه اوز با قرائت آیاتی از قرآن جلسه را آغاز کرد. حاج شیخ عبدالعزیز قاضی زاده ضمن سپاس از خدمات اعضای شورای چهارم برای اعضای شورای پنجم آرزوی موفقیت کرد و به استناد قرآن کریم شورا را مهم و ارزشمند دانست. پس از آن بخشدار نیز گفت بهتر بود همه: اعضای شورای چهارم حضور داشتند. تا از آنان قدردانی شود.

محمد حسین آتش فراز ضمن سپاس از خدمات شورای چهارم اوز اظهار داشت: انصافا شورای چهارم در اوز کار کرده است و مردم هم راضی هستند. بخشدار وظایف شورا تشریح و اظهار امیدواری کرد که شهردار اصلح انتخاب شود. وی از شورای پنجم درخواست کرد که به مردم اهمیت بدهید و یاوران شوار را تقویت کنید. بخشدار شورای چهارم اوز را پاک دست ترین شورا دانست. در ادامه رحمن زاده، راستگو، محبی، عسکری و صالحی به طور اختصار صحبت کرده و بر وحدت و همدلی و خدمت به مردم را تاکید کردند.

سپس انتخابات هیات رئیسه  سنی انجام شد که فریبا صالحی به عنوان رئیس سنی و مهران عسکری به عنوان منشی مشخص شدند. رئیس سنی سوگند نامه را قرائت و بقیه اعضای شورا آن را تکرار کردند. برای انتخاب هیات رئیسه از اعضا درخواست شد در هر پستی نامزد شوند که خانم فریبا صالحی، مهران عسکری و فرهاد رحمان زاده برای پست های رئیس، نایب رئیس، خزانه دار ، سخنگو و منشی نامزد شدند.

چون برای هر پست فقط یک نامزد اعلام شد مقرر گردید رای گیری به صورت مخفی صورت پذیرد که پس از رای گیری فریبا صالحی با سه رای به سمت رئیس، مهران عسکری با سه رای نایب رئیس و منشی و فرهاد زحمان زاده با سه رای به سمت خزانه دار و سخنگو و جعفر راستگو و محمود محبی به عنوان عضو انتخاب شدند. گفتنی است جعفر رستگو و محمود محبی رای سفید دادند و به وجود گروههای فشار اشاره کردند. 

تحلیف اعضای شورای پنجم روستاهای بخش اوز

به گزارش عصر اوز؛ عصر چهارشنبه مورخ یکم شهریور ماه،  مراسم تحلیف و ترکیب و انتخاب هیأت رئیسه پنجمین دوره شوراهای اسلامی روستاها در محل بخشداری اوز برگزار شد.

آتش فراز بخشدار با قدردانی از زحمات اعضای دوره چهارم  و تبریک به منتخبین دوره پنجم شوراهای اسلامی روستاها گفت: شوراها از مهمترین ارکان تصمیم گیری هستند و  پیشرفت و آبادانی با حضور و فعالیت همه جانبه شوراها و دهیاران و مشارکت مسئولان اجرایی و مردم ممکن خواهد بود. امروز وظیفه شورا پاسخگویی به مطالبات مردم، توجه به عمران و آبادانی و استفاده از ظرفیت ها و پتانسیل ها است. آرامش و رفاه اقتصادی در زندگی مردم و امروز نیز شوراها باید به دغدغه های آنان توجه کنند و آرامش را در منطقه حفظ نمایند. یکی از موضوعات مهم و مورد توجه شوراها برگزاری جلسات هفتگی، باید به قوانین و مقررات اداره شهر و روستا آشنا باشند.

در ادامه امام جمعه فیشور شیخ عبدالعزیز حنیفی و ابراهیم فیروزی رئیس شورای چهارم بخش اوز ضمن تقدیر و تشکر از شوراها  خواستن عمران و آبادانی و همدلی و همکاری با اداره ها را اولویت و در دستور کار خود قرار دهند.

در این مراسم که با حضور بخشدار، معتمدین روستاها و امامان جمعه بود، رئیس، نایب رئیس، خزانه دار و منشی شوراها انتخاب شدند و اعضای دوره پنجم شوراهای اسلامی روستاهای بخش با قرائت دسته جمعی سوگندنامه، به طور رسمی کار خود را آغاز کردند.

اعضای هیئت رئیسه روستاهای: گلار، هود، محلچه، قلات، اسلام آباد، بیدشهر و فیشور در این جلسه معرفی شدند و اعضای هیئت رئیسه شورای روستاهای  کهنه، شهرک توحید، کوره و هیرم در اولین جلسه معرفی می شوند.

امیر میلان سیکل توریست بین المللی خشکی ها و دریاها به زادگاه خود بازگشت

 

پس از حدود یک سال و با پیمودن بیش از 22000 هزار کیلومتر امیر دودکانلومیلان سیکل توریست بیت المللی اوز به زادگاه خود بازگشت.

این دوچرخه سوار نام آشنای اوز که به بیش از هفده کشور اروپائی و آسیائی با دوچرخه سفر کرده است در میان استقبال کم نظیر مردم و ورزش دوستان به زادگاه خود بازگشت.

امیر دودکانلومیلان سفر خود با دوچرخه به دور دنیا را از حدود یک سال قبل از شهر اوز آغاز کرد و در طول مدت سفر خود خاک اروپا و آسیا را رکاب زد و از هفده کشور اروپائی و آسیائی دیدن نمود. این سیکل توریست جوان و با اراده شهر اوز چهارشنبه اول شهریور سال جاری در ورزشگاه شهدای این شهر مورد استقبال کم نظیر مردم و جمع کثیری از علاقمندان و با اهدای حلقه های گل مورد تقدیر و تحسین قرار گرفت.

امیر دودکانلومیلان در مراسم استقبال دقایقی برای حاضرین سخن گفت و اظهار داشت جدیت و پشتکار رمز موفقیت است و من هدفم از گردش به دور دنیا با دوچرخه دیدن فرهنگ ها و کشورهای مختلف دنیا و معرفی فرهنگ اصیل ایرانی و صلح دوستی ملت ایران و هویت ملی سرزمین ایران بود که امیدوارم در حد توان توانسته باشم واقعیت های ایران بزرگ را به جهانیان نشان دهم. وی ضمن تقدیر و تشکر از حضور مردم در مراسم استقبال گفت حضورتان نشانه فرهنگ و احترام به کسانی است که برای هدفی والا گام برداشته اند.

محمدحسین آتش فراز بخشدار اوز نیز در این مراسم از هدف ارزشمند سیکل توریست بین المللی اوز تقدیر و تشکر نمود و اعلام کرد از این ورزشکار توانا که نام شهر اوز را جهانی کرده است همه احساس غرور می کنیم. وی در ادامه گفت: امروز همه ما به این ورزشکار شایسته ادای احترام می کنیم و به داشتن چنین ورزشکارانی افتخار داریم.

در این مراسم دوچرخه سوارانی از شهرهای اوز، بندرعباس، بستک، لار، گراش، خنج، عسلویه امیر دودکانلومیلان را همراهی کردند و از سوی اداره ورزش و جوانان و هیات دوچرخه سواری اوز به این سیکل توریست و همراهان لوح یادبود و سپاس اهدا شد.

در شماره 219 عصراوز مصاحبه مفصلی با این سیکل توریست بین المللی اوز به چاپ خواهد رسید.

بازگشت امیر دودکانلومیلان پس از یک سال رکاب زدن

امیر دودکانلومیلان سایکل توریست بین المللی که پس از یک سال رکاب زنی دور اروپا و گذر از 17 کشور اروپایی و آسیایی عصر روز چهارشنبه یکم شهریور 96 به اوز بازگشت و در زمین چمن مجموعه ورزشی شهدای اوز مورد استقبال عموم مردم و ورزشکاران شهر اوز قرار گرفت. 

 

 

 

 

 

 

 

تجلیل آزادگان در شورای اداری

 

شورای اداری بخش اوز با حضور تمام اعضای شورای اداری در تالار بخشداری تشکیل شد. رئیس شورای اداری و بخشدار اوز ضمن گرامیداشت ورود آزادگان به کشور یاد و خاطره شهیدان دولت را ارج نهاد.

 

محمدحسین آتش فراز توافق هسته ای (برجام) مهار تورم، رشد افتصادی 8 درصد، طرح تحول سلامت را از مهم ترین دستاورهای دولت روحانی دانست. بخشدار بین المللی شدن دانشگاه پیام نور، گاز؛ آب و برق رسانی به شهرک صنعتی، گازرسانی به فیشور و محلچه، شبانه روزی شدن درمانگاه کوره، ساخت خانه بهداشت هیرم و ساخت بزرگ راه اوز- گراش و غیره را از مهم ترین اقدامات دولت در بخش اوز معرفی کرد.

وی از برگزاری آئین باشکوه هفته دولت خبر داد و گفت: این هفته را تبریک می گویم. در این جلسه نمایندگان دانشکده بهداشت، دانشگاه پیام نور، بیمارستان امیدوار، شبکه بهداشت و درمان و انجمن خیریه، شورای شهر، ورزش و جوانان، بیمارستان امیدوار، راه و شهر سازی، شورای بخش، اداره برق، آموزش و پرورش، گزارشی از عملکرد دولت در حوزه ادارات تحت پوشش خود را ارائه دادند.

در پایان جلسه راشد بدری، محمد سروی و مسیح شرفی از آزادگان سرافراز بخش اوز مفتخر به دریافت لوح تقدیر و هدایا شدند. و جلسه که در ساعت 10 صبح روز 29 مرداد96 آغاز شده بود در ساعت 11 و 45 دقیقه پایان یافت. 

سرعت هراس انگیز راننده لارستانی را به کام مرگ کشاند

 

 سروان عباس پناه فرمانده پلیس راه لارستان از خروج از جاده یک دستگاه سواری پژو پارس در ساعت 0030بامدادمورخه 96/5/27در محل بلوار دکتر دادمان خبر داد. وی در تشریح جزئیات این خبر بیان داشت راننده یک دستگاه سواری پژو پارس که به همراه دو نفر سرنشین از سمت گراش به لارستان در حال تردد بوده به علت سرعت غیرمجاز،کنترل وسیله نقلیه از دستش خارج و پس از انحراف مسیر با بلوار و پایه روشنایی وسط معبر برخورد و سپس واژگون می گردد،این حادثه در نهایت منجر به فوت راننده و جراحت شدید سرنشینان آن می گردد و هر دو مصدوم جهت مداوا به بیمارستانهای لارستان و لامرد انتقال داده می شوند.

سروان عباس پناه از عموم هموطنان عزیز تقاضا نمود ضمن رعایت کلیه قوانین و مقررات راهور به هنگام رانندگی از انجام تخلفات حادثه ساز رانندگی اجتناب و خدای ناکرده در مواقع اینچنینی از اجتماع و اخلال در امر امدادرسانی خودداری و مدیریت صحنه تصادف را به پلیس و دیگر متولیان ذیصلاح واگذار نمایند، چرا که در این فرآیند، ثانیه ها می توانند نجات بخش و طلائی باشند.

چه کسی شهردار اوز می شود؟

 

برای انتخاب شهردار دو گزینه مد نظر است

آیا شهردار فعلی ابقا خواهد شد؟

شورای جدید اسلامی شهر اوز برای انجام مهم ترین وظیفه خویش به تکاپو افتاده است.

 1-طبق گزارشات واصله گروهی از جوانان را برای نامزدی شهرداری انتخاب و برای ارائه برنامه هایشان به محل شورا دعوت شدند. حالا چگونه این افراد گزینش شده اند بحثی است که بعدا به آن خواهیم پرداخت. ولی مسلما جوانان فعال و کوشای دیگری بودند که اهل اوز بوده و در اوز و سایر شهرها ساکن و یا شاغل هستند، و می توانستند در این لیست جای گیرند.

 2-هر کدام از اعضای شورا یک نفر را به عنوان «مشاور» معرفی تا در انتخاب شهردار با آنان مشورت نمایند، که در این رابطه فریبا صالحی(عبداله ملک زاده)، مهران عسکری  (ابراهیم احمدی)، جعفر راستگو، (عبدالعزیز خضری)، فرهاد رحمان زاده، ( اسماعیل فقیهی) و محمود محبی(محسن محبی( را به شورا معرفی کردند، که با این انتخاب دیدگاه و تمایل اعضای شورا را می توان محک زد. هر چند این انتخاب نیز شخصی بوده ولی از آنجایی که به آینده شهر و مردم بستگی دارد می بایست طبق ضوابط و مقررات ویژه انجام شده و به اطلاع عموم مردم نیز رسانیده می شد.

3-آقایان حسن احمدی، شاهرخ امیری، فرهاد پیرزاد، سیدیوسف حسینی، نوید خادم پور، فربود خضری، یونس رضایی، سهیل کاریانی، مسعود کراماتی و رامین میرحاصلی افرادی بودند که برای شهرداری اوز مطرح و از آنان درخواست برنامه و ارائه دیدگاه شده است. گویا نامزدها در ساعت معین در شورا حضور یافته و در مقابل اعضای شورا و مشاورین، برنامه های خویش را ارائه داده اند.

در اینجا باید اعلام کرد که تمام مقامات بالای کشوری نیز دارای مشاور هستند. حتی برای برنامه سخنرانی و غیره نیز از مشاوران یاری می جویند. ولی این که نامزدهای شهرداری باید در حضور مشاوران برنامه های خویش را ارائه دهند چندان مطلوب به نظر نمی رسد. چون مردم به 5 نفر اعضای شورا رای داده اند و آنان باید اقدامات لازم را به عمل آورند، و اگر نیاز به مشورت باشد باید در طی جلسات جداگانه و بدون حضور نامزدها صورت می گرفت.

 

4-با همه این اوصاف از بین ده گزینه یاد شده 5 نفر انصراف داده و عدم تمایل خویش را ارائه کردند و فقط 5 در صحنه باقی مانده که در نهایت شورا 2 نفر از آنان را یعنی نوید خادم پور شهردار فعلی و مسعود کراماتی شهردار اسبق را به عنوان گزینه نهائی معرفی کرده است و قرار است آنان در حضور اعضای شورا و مشاوران به مناظره دو نفر بپردازند تا در نهایت یک نفر انتخاب شود. البته بهتر بود که سه نفر انتخاب تا در مناظره شرکت می کردند.  چون این دو نفر آزمایش خویش را پس داده اند و انتخاب بین آنان آسان است.

5-گویا شورای اسلامی دور پنجم شهر اوز مصمم است تا روز سه شنبه 31 مردادماه 96 گزینه نهائی را انتخاب و معرفی کند گرچه شورا می تواند عجله را در دستور کار خویش قرار نداده و حتی تا ماههای  آینده فرصت داشته تا گزینه بهتر را انتخاب کند.

6-برای اعضای محترم شورای دور پنجم شهر اوز، مشاوران اعضای شورا و نامزدهای شهرداری و مردم خوب اوز آرزوی موفقیت داریم. قضاوت درباره عملکرد اولیه شورای جدید به عهده مردم است. 

اوضاع اوز در دوران حکومت فتحعلی خان گراشی در لارستان

 عبداله کمالی: در اواخر کلانتری میر محمد کاظم باز اوضاع نفاق بین اهالی از سرگرفته شد. جمعی از طرفداران خواجه محمدصالح مقداری وجه پیشکشی فراهم آورده و نایب حکومت لارستان نیز بدون هیچ علتی با دریافت وجه میرکاظم را عزل و حکم کلانتری خواجه محمدصالح را صادر و کارهای حکومتی به روال دیگری پیش رفت.

در اواخر سال 1333هجری قمری فتحعلی خان گراشی که مدت چهل سال نایب حکومت لارستان که از بندرلنگه تا لامرد و بیرم، فال گله دار، خنج، جویم، اوز و بستک را شامل می شد با حوادث بزرگ از سرگذرانید. هر چند از جانب ایشان صدمات زیادی به اوز وارد شد که از جمله محاصره دوماهه در ماه رمضان سال 1310 هجری بود و این محاصره به جنگ و درگیری انجامید. در اثر آن چندین نفر از طرفین کشته و مجروح شدند و خسارات عمده ای به شهر اوز وارد آورد.

فتحعلی خان دارای کیاست و سیاست فراوان بود که توانست مدت چهل سال در چنین منطقه وسیعی حکمرانی نماید. گرچه خود مذهب تشیع داشت و از آنجایی که اکثر رعایا در قلمرو او اهل تسنن بودند به پاس اختلاف مذهب احدی از تشیع جرات بدگویی به اهل تسنن نداشت. چنانچه از کسی خلافی بروز می کرد او را چوب می زد. جمیع ائمه و علماء اهل سنت و جماعت مورد احترام قرار گرفتند. و لار در زمان حکمرانی ایشان اولین شهر معتبر فارس به شمار می رفت که دارای دستگاه حکومتی همانند دستگاه شاهی داشت.

نواب عین الملک که حکومت لارستان به عهده داشت با اردوی عظیمی وارد لار شدند و از فتحعلی خان هشتاد هزار تومان گرفته و نایب حکومت لارستان را به حاجی رستم خان پسر بزرگ فتحعلی واگذار کرد و خواجه محمدصالح نیز کماکان به کلانتری اوز باقی ماند و زمام امور در ید قدرت خویش گرفته و به همان سلک سابق راه استبداد پیش گرفت و اسباب نفاق بین اهالی فراهم شد. چندی به همین نحو روزگار مردم می گذشت تا واقعه شیخ محمدبن شیخ خلیفه و آقا سید یوسف در بندرلنگه به وقوع پیوست.

 بعد از این که دولت ایران به حکمرانی جواسم در سال 1312 هجری پایان داد محمدرضا خان قوام الملک به حکومت بنادر منصوب و تا سال 1316 چهار نایب الحکومه از جانب خویش منصوب که ابتدای آن مصباح دیوان اوزی و انتهای آن خواجه نظر بود. بعد از آن بندرلنگه بدون نایب الحکومه بود. شیخ محمدبن شیخ خلیفه که بعد از پدر تولد یافته بود از این موقعیت استفاده نمود. آقا سیدیوسف که با اهل تشیع ضدیت داشت از طرف شیخ محمدبن شیخ خلیفه راساً به شهرداری بندرلنگه منصوب گردید با انتصاب آقا یوسف نفاق بین اهل تشیع و سایر گروه ها بیشتر شد.

در تاریخ 25 ذیقعده 1316 هجری قمری یک قافله لاری که مشتمل بر بیست نفر بوده اند با اموال زیاد به مکه معظمه می رفتند. تفنگچیان شیخ محمدبن شیخ خلیفه تمام آنها را می کشند و اموال آنها را از قراری که نوشته اند قریب 40 هزار تومان وجه نقد و اقمشه که بوده می برند که در زمان خود مبلغ زیادی بوده است تجار لاری به تهران شکایت کرده و در تلگراف خانه بست نشستند.

بنا به دستور فرمانفرما فارس علیرضاخان نایب حکومت لارستان با جمعی از تفنگ چیان اوز و سواره نظام جهت قلع و قم شیخ محمدبن شیخ خلیفه که تجار لاری کشته بودند به بندرلنگه اعزام گرچه اوضاع لنگه که می رفت تر و خشک با هم طعمه حریق شود رو به سکون آورد. و معهذا تعدادی از افراد معروف و غیرمعروف که متهم شده بودند و در شورش جمعی از اهالی لار مقتول و مجروح نموده بودند به دهن توپ سپرده و اوضاع آرام نمودند. تفنگ چیان اوز چند ماهی برای حفظ نظم در لنگه ماندند اما قضا و قدر برای جناب خان نقش دیگری زده بود. چون آب و هوا بندرلنگه با طبیعت علیرضا خان ناسازگار بود مرغ روحش از قفس سینه پرواز نمود و این جهان را بدورد گفت. تفنگچیان اوز ناگزیر با نعش علیرضا خان به لارستان برگشتند و حکومت لارستان به تصویب قوام الملک به علی قلی خان پسر فتحعلی خان بیگلر بیگی سپرده شد و خواجه محمد صالح اوزی همچنان به کلانتری اوز باقی ماند.

در همین زمان خواجه زینل العابدین که بعد از محاصره اوز توسط فتحعلی خان شرط صلح و عقب نشینی از اوز را رفتن خواجه زینل العابدین از اوز به خنج بود. مدتی در خنج اقامت نموده و سپس در بنارویه اقامت نمود و بعد از فوت فتحعلی خان به اوز مراجعه و در خانه خویش رحل اقامت انداخت.

در تاریخ 29 (ذق) سال 1326 قمری ضمن درگیری خونین بین مشروط خواهان و مستبدین که در مرکز لار رخ داده بود خواجه محمدصالح کلانتر اوز و برادرش به اضافه سه نفر از تفنگ چیان زبده اوز که همراه تو بودند کشته شدند. با کشته شدن خواجه محمدصالح، اوز بدون کلانتر از ایمن برخوردار نبود. 

 

 

ماجرای یک شکارچی لارستانی که رزمنده‌ای دلاور شد

 دانیال افتخاری:  با اینکه 29 سال گذشته، اما هنوز هم نشستن پای صحبت بعضی از مردانِ وادی ایثار و رشادت و اخلاص، شیرین و جذاب است.

در یک روز تعطیل و گرم، به اتاقی ساده در خانه‌ای ساده و قدیمی می‌رویم تا رزمنده‌ای پیشکسوت را ملاقات کنیم؛ کسی که بدون پیش‌زمینه خاصی، همان روزهای نخست جنگ 8 ساله به جبهه‌ها می‌رود و چندین نوبت تا واپسین روزهای دفاع جانانه‌ی ملت، به جبهه می‌رود. هرچند خودش دقیق به یاد ندارد که مجموعاً چند ماه جبهه بوده اما به گفته فرزند بزرگترش، زمان زیادی را آنجا سپری کرده و البته با وسیله نقلیه‌اش در رفت‌وآمد بوده است.

***

حاج علی افشار پیرمرد 92 ساله‌ی لاری هم‌صحبت آقای موحدی در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان بود که هرچند مدتی است توان راه رفتنش کم شده، اما سرزنده و قبراق خاطرات جبهه‌ها را با جزئیات برایمان گفت. این مرد مخلص که سالها در دشت و بیابان به کار شکار مشغول بوده، در روزهای نابِ ایثار و شهادت، تلنگری به خود می‌زند.... زن و فرزند و زندگی را رها می‌کند و می‌رود تا بجای جستجوی طعمه در طبیعت، دشمنی را شکار کند که پا به خاک پاک میهن نهاده و سودای تجاوز به جای جای ایران اسلامی دارد!

او خاطرات شیرینش را از اینجا شروع می‌کند که از شکار کردنی پرماجرا به شهر بازمی‌گشته... «در کوه و دشت بعد از اینکه از کوهی به ته دره سقوط کردم، ناگهان روی درختی پرت شدم و آسیب دیدم؛ دوستانم فکر کردند مرده‌ام! اما خدا می‌خواست عمرم به دنیا باشد؛ گویا با من هنوز کار داشت!» حاج علی که در آن سالها با وانت بار خود مشغول کار و حمل وسایل و بار مردم و مغازه‌داران بوده، در ادامه می‌گوید در حین بازگشت از کوه و شکار به شهر، از جلو سپاه سابق لار (سی متری فرمانداری) عبور می‌کند و می‌بیند تعداد زیادی جوان و نوجوان به همراه پدران و مادران ایستاده‌اند و منتظر اعزام به جبهه هستند. پیرمرد پاک‌سیرت داستان ما اینجا به خود نهیبی می‌زند که «روا نیست این جوانان با وجود سختیِ دل کندن از والدینشان مشتاقانه به جنگ بروند و من اینجا به زندگی و شکار مشغول باشم!»

برای اعزام به جبهه هرچند به حاج علی می‌گویند جا نداریم اما او سر از پا نشناخته ساعتی بعد با یک آمبولانس که عازم جبهه‌ها بود می‌رود و در نزدیکی جهرم، به یاران و دوستانش ملحق می‌شود؛ رزمندگانی همچون زنده‌یاد حاج غلامعباس جهانگیری، صمد شریفی و حاج اسدالله عسکری‌زاده، که از دیدنش تعجب می‌کنند. نکته جالبی که حاج علی افشار اینجا ذکر می‌کند، حضور آقای اسعد زاهدی رییس سابق دانشگاه آزاد و بخشدار آن زمانِ خنج در میان جمع است؛ اما بزرگترهای گروه او را از ادامه راه بازمی‌دارند و به او می‌گویند که الان وقت حضور در مسئولیت بخشداری است که آن هم دست کمی از جهاد در جبهه‌ها ندارد. اما اینجاست که زاهدیِ جوان و مشتاق دفاع، گریه‌کنان به سوی شهر خود بازمی‌گردد.

این مرد بی‌ادعای جبهه‌ها، از حضورش در عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر می‌گوید و گویا یکی از معدود سفرهایش به مناطق است که تسویه حساب آن را (به عنوان حکم حضور در جبهه) دریافت کرده است. از بعضی رزمندگان لاری بسیار یاد می‌کند؛ حاج اسماعیل عسکری‌زاده، ابراهیم اخلاقی، وحید انصاری لاری، شهید ایرج غلامی و تعدادی که گاهی اسامی‌شان به خاطرش نمی‌آید. حاج علی با وجود اینکه در آن سالها حدودا 60 سال داشته اما همچون بسیاری جوانان، شاداب و پرتوان در خدمت دفاع از میهن اسلامی است. آشنایی‌اش با کوه و دشت و طبیعت و همچنین داشتنِ مجوز شکار و آشنایی با سلاح، او را در راه رفتن به مناطق عملیاتی کمک ویژه کرده است؛ چه اینکه در صحبت‌هایش چند بار اشاره کرد که پس از نخستین سفرش به جبهه، به نوعی راه برایش باز شد و گاهی از بیراهه به مناطق می‌رفت! و در جمع رزمندگان حضور می‌یافت. اسلحه برایش عادی بوده و مثل بعضی جوانان تازه‌کار، کار نظامی برای حاج علی افشار چندان سخت نبود.

از سوی سردار رشید لارستان شهید نجف‌علی مفید مسئول انتقال مصدومان، بازگرداندن رزمندگان به پشت خط مقدم و از این دست کارها شده بود. در صحبت‌ها و خاطراتش از بسیاری از بسیجیان و ایثارگران لارستانی یاد می‌کند و شهیدان زیادی را هم از نزدیک دیده است. ساده سخن می‌گفت اما در آن می‌شد نشان اخلاص و ایثار بچه‌های جنگ را حس کرد؛ آنجا که ماجرای عملیاتی را برایمان گفت که دو روز و دو شب به طول انجامید. حاج علی می‌گوید: وقتی پیشروی کردیم و به پادگان مرزیِ «زید» رسیدیم، دیدیم گروهی از رزمندگان گرفتار آتش شدید دشمن‌اند؛ یکی از آنها تقاضای آب کرد و من که دو قمقمه آب داشتم به آنان دادم. اما بیشتر آن سربازان، تنها چند قطره آب به دهان می‌رساندند و قمقمه را به نفر بعد می‌دادند؛ حتی تعدادی در این بین شهید شدند... یک قمقمه آب را ظاهراً 30 نفر خوردند! و این نشان از فداکاری و رشادت رزمندگان عزیز داشت. یا وقتی در ادامه همین خاطرات- در حالی که قطره اشکی از گوشه چشمان پیرمرد زنده‌دل قصه ما جاری بود- می‌گفت: لودری که در کنار سنگرها مشغول کار بود، راننده‌اش زیر آتش مداوم دشمن شهید می‌شد و بلافاصله رزمنده‌ای دیگر جایگزین او می‌شد؛ او هم به سرعت شهید می‌شد و نفرات بعدی جایگزین می‌شدند تا نمادی از یک کوشش جهادی و خستگی‌ناپذیر باشد...

حاج علی افشار که در جبهه‌ها بسیاری او را مشهدی علی صدا می‌زدند، بدون هیچ ادعا و تفاخری، از زحماتش برای نجات مجروحان جنگ می‌گفت؛ البته این را هم تأکید کرد که تنها مددرسانِ مجروحانِ لاری نبوده، و تا جایی که می‌توانسته با آمبولانسی که در اختیار داشته رزمندگان دیگر شهرها را هم به مراکز درمانی می‌رسانده است؛ به عنوان نمونه، یک زخمی بدحال را به بیمارستان اهواز می‌رساند (که البته به یاد نمی‌آورد اهل کجا بود) و با وجود حضور افراد ضد انقلاب در اطراف آن منطقه، تا آخرین لحظه بالای سر بیمار می‌ماند تا او را از بیمارستان مرخص می‌کنند. (به احتمال زیاد این مجروح، یکی از فرماندهان گمنام ۸ سال دفاع مقدس بوده که می‌خواسته دوباره به مناطق عملیاتی بازگردد و نیروها را هدایت کند.)

او در جریان آزادسازی خرمشهر قهرمان، حتی چند ساعتی به جنگ تن به تن با بعثی‌ها پرداخته، اما خودش می‌گوید: «از آنجا که مسجد جامع خرمشهر پر از مجروح و جانباز بود، مرا صدا زدند که به داد آنان برسم.» حاج علی افشار چندین نوبت به جبهه‌ها رفته و به گفته خودش تا چند روز مانده به پذیرش قطعنامه در مناطق حضور داشته است؛ هرچند که تعداد دفعات و ماه‌های حضورش را دقیق به یاد نمی‌آورد. این مرد پرتلاش و مخلص، از شهیدانی یاد می‌کند که با آنان همسنگر بوده و حتی جریان شهادتشان را هم دیده است؛ شهیدان باقر زارع، ایرج غلامی، عباس شریفی و عبدالحمید رویینا نام‌هایی است که در خاطراتش ذکر می‌کند.

و این‌گونه مرد کوه و دشت، که روزگاری شکارچی حیوانات و پرندگان بود، اکنون می‌شود پیشکسوتی با کوله‌باری از خاطرات و تجربیات دفاع مقدس؛ دفاعی که سرتاسر آن ایثار و شجاعت و مردانگی بود و از خودبینی، حرص و سستی در کار اثری نبود. در سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) بهتر از قبل فهمیدیم که چگونه یک سخن ساده‌ی آن رهبر الهی، پیر و جوان را مشتاقانه به جبهه‌های نبرد می‌کشاند. درود به روان پاک آن امام سفر کرده و سلام بر همه شهیدان خونین‌کفن این سرزمین اسلامی و ...