عصراوز
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم شهریور 1393 توسط عصراوز

  این بار هم قدم به قدم با عبداله کمالی  به ديار کهني که از زرق و برق امروزي خبري نبود، رفتیم و در کوچه خاطرات گذشته، گام برداشتیم.

عبداله کمالی فرزند جعفر متولد سال 1319 در اوز به دنیا آمد اولین سال تحصیلی خود را در سال 1327 گذراند. و اولین معلم او حکیم رابط بود. از آنجایی که مرحوم پدرش مقیم میناب بود ناگزیر شد به میناب مهاجرت کند. در سال 1332 موفق به اخذ مدرک ششم ابتدایی که در آن زمان مدرک تحصیلی معتبری بود، شد و با انتقال به اوز وارد سال اول دبیرستان که در آن زمان به سیکل اول معروف بود گردید.

مرحوم پدرش که آن زمان در میناب شهردار بود از آنجائی که می دانست عبداله فوق العاده به مطبوعات علاقه دارد برای اینکه کمبودی احساس نکند و اوز هم نه کتابفروشی داشت و نه نمایندگی مطبوعاتی بود، برای مدت یک سال مجلات و مطبوعاتی که مورد علاقه وی بود را از طریق پست آبونمان کرد.

متاسفانه از آنجایی که کارکنان اداره پست کارکنانی با انصاف بودند! به محض دریافت بسته های حاوی مطبوعات را باز کرده و بعد از خواندن و مطالعه کردن خود و اقوام مجلات و مطبوعات که اشتراک شده بود با جلد پاره پاره شده به او تحویل می دادند.

 در سال 1337 بعد از سه سال تحصیل در دبیرستان اوز موفق به دریافت مدرک سیکل اول شد و چون دبیرستان هوشیار اوز سیکل دوم را نداشت و عبداله هم علاقه زیادی به شغل آموزگاری داشت جهت ادامه تحصیل، خود را برای ورود به دانشسرای مقدماتی به جهرم آماده کرد. این موضوع را با آقای هدایت اله نامی که از همکلاسان وی بود درمیان گذاشت که مورد استقبال ایشان قرار گرفت و اواخر شهریور 1337 با اطلاع یافتن از تاریخ امتحان خود را برای ورود به دانشسرای مقدماتی جهرم آماده کردند و شبی که فردای آن روز در لار امتحان ورود به دانشسرای مقدماتی جهرم برگزار می شد به اتفاق آقای نامی هنگام سحر با دوچرخه رکاب زنان با آنکه جاده آسفالته نبود با هم عازم لار شدند. تا خود را به جلسه امتحان ورودی برسانند. خوشبختانه هر دو نفر در امتحان قبول شدند و با اطلاع از قبول شدن در دانشسرای مقدماتی جهرم جهت ثبت نام به جهرم رفتند.

دوره دانشسرای مقدماتی تربیت معلم دو سال بود. عبداله پس از سپری کردن دوره دانشسرا جهت تعیین محل خدمت به آموزش و پرورش لار معرفی و در روستاهای اوز اولین سال معلمی خود را آغاز نمود. روستاهای فیشور، کهنه و گلار از جمله روستاهایی بودند که از طرف آموزش و پرورش لارستان جهت تدریس عبداله کمالی در مدارس آن روستاها معرفی شد.

 بعد از دو سال خدمت در کهنه به اوز آمد. مدتی در دبستان های بدری، بازرگانی و پروین اعتصامی مشغول به کار شد که در آن زمان درخواست انتقال به میناب نمود و با انتقالی او به میناب موافقت شد و در دبستان حافظ که روزگار کودکی شاگرد آن جا بود رفت. تا در کنار بعضی از آموزگارانی که روزی شاگرد آنان بود اینک همکار همان ها شود و از آنان نحوه تدریس را یاد بگیرد و این برای او بسیار خوشحال کننده بود.

بعد از یک سال تدریس در اداره آموزش و پرورش در میناب با توجه به سابقه کاری و رضایتی که از نحوه تدریس او داشتند مدیریت دبستان را به وی دادند. و سال بعد از آن یعنی در سال 1348 مسئولیت حسابداری آموزش و پرورش میناب را به او سپردند. 6 سال در میناب بود و انقلاب که شد همراه با خانواده به اوز منتقل و مسئول حسابداری در آموزش و پرورش اوز شد. و این سمت را تا زمان بازنشستگی به عهده داشت. هم دوره های او در آن زمان که هم شاگردانی آنان را داشت و هم بعدها همکار او در میناب و اوز بودند آقایان: محمدامین کمالی، محمد بحرانی، محمدصدیق پیرزاد، خوشحال، مهدی زاده، غلامحسین تیمناک، حکیم رابط، عبداله رجائی، محمدسعید صمدی، هدایت اله نامی، رئوف کرامتی، محمدرسول سوداگر، هدایت درخشان، عبدالرحمن قاسمی، غفار خضری، سیدمرتضی هاشمی و ...بودند. هر چند مدرک تحصیلی آنان دیپلم بود ولی از نظر معلومات مدرک آنان کمتر از لیسانس نبود.

از آنجائی که عبداله به کتاب و کتابخوانی علاقه زیادی داشت در شهر میناب با خانواده ای به نام فرازی آشنا شد که پسر آنها نیز بسیار به کتاب علاقه داشت و حتی در خانه شان یک کتابخانه داشتند که برای عبداله بسیار تعجب برانگیز بود. چون او تا به حال کسی را ندیده بود که در خانه خودش کتابخانه داشته باشد. به همین دلیل با رفت و آمدی که با آقای فرازی داشت خود نیز در خانه اش کتابخانه ای تشکیل داد که هم اکنون نیز حدود 2000 کتاب را در کتابخانه خانه اش نگه داری می کند. او از کودکی که نزد پدربزرگش مرحوم حاج محمدهادی کرامتی نوسینده کتاب تاریخ دلگشای اوز می رفت و او برایش کتاب می خواند به کتاب خوانی علاقمند شد و از آن موقع تا به حال به تاریخ علاقه زیادی دارد. 

بعد از 35 سال خدمت در آموزش و پرورش اوز و میناب در مهرماه 1375 باز نشسته شد. عبداله از آنجائی که به کتب و مطبوعات علاقه دارد وقت فراغت خویش را به خواندن کتاب و مطبوعات و نوشتن پر کرده و با آشنایی که با آقای احمد خضری که از همکاران اداری بوده که بعد از او بازنشسته شده از عبداله جهت همکاری در نوشتن مقالات در عصر اوز دعوت کرده که کمالی با علاقه ای که از آن زمان راجع به تاریخ گذشته اوز  دارد مقالاتی را نوشته و به دفتر روزنامه ارائه داده که خوشبختانه این مقالات مورد استقبال مردم اوز چه در  داخل و چه در خارج قرار گرفته است.

عبداله کمالی می گوید:

من اولین فرزند خانواده بودم. پدر و مادرم زود ازدواج کرده و خانواده پدری و مادری ام هر دو نیمه مالک و نیمه تاجر در ده کم برکت و کم آبی مانند اوز زندگی می کردیم.

برنامه روزانه ما به این صورت بود که مانند همه اهل ده پیش از آفتاب بر می خواستیم، نماز می خواندیم و سپس می رفتیم برای صبحانه خوردن. صبحانه باب میلمان نبود. کره و مربا را نمی شناختند و عسل جز به عنوان دوا برای خوردن صبحانه به کار نمی رفت. حتی رعیت ها با یک تکه نان که در جیب می گذاشتند و از خانه بیرون می رفتند راضی بودند. تا جایی که خوردن نان خالی برای آنها که از نان گندم بود به عنوان نوعی نان خورشت و طعم خوشی که داشت کافی بود.

چون گندم آن زمان خالص بود و با کود طبیعی پرورده می شد و گذشته از آن پختن آن با آتش یک بوی خاصی به آن می داد. نان پختن یکی از قدیمی ترین اختراع بشر است. به طوری که اگر ذره ای از نان بر روی زمین می افتاد آن را برمی داشتند و می بوسیدند و جمع می کردند تا نعمت خدا پایمال نشود. در صورتی که سایر خوردنی ها مانند: گوشت، و لوبیا و غیره این امتیاز را نداشتند.

یکی دیگر از غذاهایی که مردم اوز به آن علاقه زیادی داشته و دارند مهیاوه است که یک نوع معجون غذایی است. برای تهیه مهیاوه: ابتدا یک نوع ماهی خشک شده به نام مَتوتا در ظرف سفالی ریخته و با دانه های گشنیز، خردل، آب و کمی نمک که به آن افزوده چند روز در آفتاب گذاشته تا حرارت ببیند. بعد از چندین روز که حرارت دیده و همه محتویات آن در هم آمیخته آن را صاف کرده و به صورت معجونی به نام مهیاوه (مهوه) در آورده و این معجون را در موقع صبحانه روی نان آغشته به روغن می پاشیدند و می خوردند و بعضی مواقع نیز آن را بر روی برنج میل می کردند. حتی از مهیاوه در نان های مختلف محلی، کلوچه، تفتان و ... نیز استفاده فراوان می شود.

این معجون علاوه بر اوز در لارستان، بندرعباس و سواحل خلیج فارس نیز تهیه و مصرف می شود. در سفرهای دور که حمل مهیاوه ممکن نیست آن را خشک کرده و در هر جا که لازم باشد با کمی آب مصرف می شود.

کمالی می گوید: آقای عباس انجم روز محقق و نویسنده کتاب خرماستان در پاورقی صفحه 162 کتاب مذکور به سابقه مهیاوه اشاره کرده که می نویسد کاشف آن یک حکیم اهل لارستان است که شش قرن پیش یکی از غذاهای مورد توجه مردم شیراز بوده است.

یکی دیگر از غذای محلی و مورد توجه مردم سمبوسه است که نخستین بار مرحوم غلام محمد پاکستانی تبار مقیم بندرعباس عرضه کرد و از همان آغاز مورد استقبال قرار گرفت. پس از او فرزندش مرحوم محمد اشرف جلالی کار پدر را دنبال کرد. برای تهیه سمبوسه گوشت چرخ کرده با پیاز خرد شده و سبزی و مقداری فلفل را در لای نان های کوچک محلی به صورت سه گوش می پیچیدند و در روغن سرخ می کردند که به خاطر طعم و بوی مطبوع آن طرفداران زیادی داشت. تا جایی که تا الان هم در مراسم عروسی و جشن های دیگر در کنار میوه و نوشابه و شیرینی برای پذیرایی از مهمانان استفاده می شود.

در زمان کودکی ام در اوز از آب لوله کشی و برق و بهداشت خبری نبود. آب شرب مردم از آب انبارها بود. چون آب چاه خانگی به علت شوری قابل شرب نبود و مردم مجبور بودند آب شرب خود را از آب انبارهای خارج از شهر تهیه کنند. در هر خانه یک حلقه چاه و حوض وجود داشت که آب چاه که با دَلو و طناب می کشیدند و حوض را پر می کردند. همین حوض برای شست و شو دست و پا، وضو گرفتن و شستن ظروف آشپزخانه شروع می شد. و از بهداشت خبری نبود حتی برای شستن لباس ها صابون کمیاب و گران بود.

بیماری مالاریا همه گیر بود کمتر خانه ای پیدا می شد که در آن فرد بیمار مالاریایی نباشد. بیماری مالاریا معمولا یک روز در میان ایجاد لرز و تب می کرد. در این هنگام بیشتر مریض ها در حیاط خانه جلو آفتاب می خوابیدند و با رختخواب و پتو خود را گرم می کردند. بخصوص سال هائی که وضع بارندگی خوب بود مهمترین وسیله معالجه بیماری مالاریا دارویی بسیار تلخی بود که از یک گیاه بیابانی به نام «دریمَ» می گرفتند و عصاره آن را به گلوی بیماران می ریختند.

عارضه کچلی هم رایج بود که آن هم نیز از طریق حمام سرایت می کرد. و سرهایی که از فرط کچلی برق می زد کم نبود این گونه اشخاص کلاه بر سر می گذاشتند و اگر زن بودند چارقد را محکم تا روی پیشانی می کشیدند و در شروع بیماری معالجه هایی صورت می گرفت. از همه سخت تر و قاطع تر آن بود که به آن «زفت» می گفتند و آن مشمع گونه ای بود که به معجونی خاص آغشته بود و روی سر مریض می کشیدند که به آن می چسبید و بعد با فشار از جا می کندند که گویا درد وحشتناکی ایجاد می کرد. البته زیاد پیش می آمد که دست و پای مریض را بگیرند بخصوص اگر بچه بود و او را به تحمل درد مجبور نمایند. و اعتقاد مردم آن بود که کچل طالع دارد و نمونه هایی که نشان می دادند بی راه نمی گفتند.

زایمان در 80-70 سال قبل در اوز که هیچ حتی در تهران نام زایشگاه به گوششان نخورده بود دور دور قابله و ماماها بود حتی ماما یعنی قابله تحصیل کرده و متخصص هم نبود. قابله ها زنانی کاردان و غالباً بی سواد اما کاردیده و تجربه آموخته بودند. خیلی از مادر و فرزندها به دلیل نبودن بهداشت کافی و واکسن و آنتی بیوتیک های امروزی بر سر زا می رفتند. دارو  و درمان خیلی گران بود حدود سالهای 30 تا 40 هجری شمسی حق ویزیت یک پزشک 5 تومان بود. هزینه پیچیدن یک نسخه یعنی قیمت داروهایی که پزشک تجویز می کرد در همین حدود ولی ده تومان برابر با خرج 5 روز یک خانواده 3 تا 4 نفره بود. و از طرف دیگر اطلاعات پزشکی مردم هم بسیار اندک بود و همچنین با شروع درد در زائو، او را روی خشت داغ می نشاندند، و زنها گرداگردش جمع می شدند و کمکش می کردند، که اگر سر بچه کج می افتاد زایمان خطرناک می شد و باید سر بچه خود به خود به حالت عادی بر می گشت در غیر این صورت جان بچه به خطر می افتاد. زایمان برای رعیت ها آسان تر بود چون جنب و جوش بیشتری داشتند. حتی در آن زمان حکایت از زنی می کردند که دنبال چارپا از دهی به ده دیگر می رفت که وسط بیابان درد زایمان می گیرد و همان جا به تنهایی می زاید و بچه را به پشت خود می بندد و به راه خود ادامه می دهد. حتی بر این اعتقاد بودند که زنی که تازه زایمان کرده است نباید آب داد در صورتی که ندادن آب بیمار را بیشتر دچار مشکل می کرد و می گفتند که با دادن جلاب که غذای چرب و تندی است او مداوا می شود. ­­

یکی دیگر از درد هایی که رایج بود درد چشم بود. (نوعی تراخم) این درد بیشتر در تابستان ها می آمد چون واگیردار بود غالباً از طریق آب حمام که در آن زمان هنوز خزینه ای بود سرایت می کرد. زن و مرد کوچک و بزرگ در معرض آن بودند. ناگهان صبح از خواب بر می خواستند و می دیدند که چشم متورم و سرخ شده و حالت درد طوری بود که گوئی یک مشت شن توی آن ریخته اند.

شب ها به حرارتش افزوده و روز ها فروکش می کرد. این دوره درد ممکن بود یک تا دوماه طول بکشد. در روز چون درد فرو می نشست چشم را با آب چایی می شستند که باز هم چشم قرمز بود ولی می توانست کمی باز شود. مهمترین دوائی که بر ضد آن به کار می بردند پودری  بود که معلوم نبود از چه معجونی درست می کردند شاید همان «توتیا » بود. آن را مستقیم در چشم مریض می ریختند که دادش به هوا می رفت گویا سوزندگی زیادی داشت به نظر می رسید میکروب ها را می کشد و پس از آن چشم رو به خوب شدن می رفت.

در اینجا بی مناسبت نیست یادی کنیم از مرحوم دکتر محمدرفیع شفائی در زمانی که لارستان و فارس در فقر فرهنگی و مادی به سر می برد مرحوم شفائی تنها چشم پزشکی در منطقه بود. که سالهای سال در حد بساط علمی آن زمان به معالجه چشم می پرداخت. مردمان زیادی بینائی خود را مرهون معالجات مرحوم دکتر شفائی می دانستند گذشته از این مرحوم شفائی برای اولین بار بعد از وارد شدن واکسن آبله به بازار شروع به واکسیناسون آبله نمود. تمام اهالی که سال های سال از آبله در رنج بودند با این مایع بی رنگ رهایی یافتند. روحش شاد و یادش گرامی باد.

گزارشگران: حمیرا نامدار و مریم سمیعی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 توسط عصراوز

اعضای شورای اسلامی شهر اوز در اواخر ماه مبارک رمضان و در آستانه عید سعید فطر در بخشداری با نماینده مردم لارستان، خنج و گراش در مجلس شورای اسلامی ملاقات کردند.

 در این دیدار که علی اکبر نجیب زاده معاون استاندار و فرماندار ویژه لارستان و آتش فراز بخشدار اوز نیز حضور داشتند، اعضای شورای اسلامی شهر اوز نیازمندیهای بخش اوز را تشریح و خواستار همکاری و پیگیری برای برطرف شدن مشکلات و نیازمدی ها شدند.

تقاضای بررسی علت قطع یارانه گروهی از شهروندان اوزی، تاسیس ادارات و ارتقاء نمایندگی ورزش و جوانان و دادگاه سیار شدند. دکتر جعفرپور در هر مورد توضیحات لازم را ارائه و قول همکاری و پیگیری داد. اعضای شورا از اختصاص اعتبارات ماده 180 برای بخش اوز اظهار سپاسگزاری کردند. و برای تنزل بهای تعرفه برق نیز تقاضای پیگیری کردند. در پایان اعضای شورای اسلامی شهر اوز پیشنهاد کردند که برای حفظ، تعمیر و نگهداری آب انبارهای اوز، طرحی به مجلس ارائه گردد تا پس از تامین اعتبار، هیاتی متشکل از اوقاف و امور خیریه، شورای اسلامی شهر، بهداشت، آبفا، میراث فرهنگی و شهرداری تشکیل تا ضمن پاسداری از آب انبارها، بودجه و اعتبارات را نیز هزینه کنند. ضمنا شورای اسلامی برای حفظ و ارتقا امنیت شهر با سرهنگ خلیفه فرمانده منطقه انتظامی لارستان نیز رایزنی کردند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم شهریور 1393 توسط عصراوز

 مردم می توانند انتقادات و پیشنهادات خویش را نسبت به نیروی انتظامی با شماره تلفن 197 دفتر نظارت همگانی ناجا در میان گذارند.

معاون استاندار و فرماندار ویژه لارستان که در همایش پاسداشت از روز خبرنگار در لار سخن می گفت: افزود شماره تلفن 197 مستقیم به تهران متصل و شهروندان می توانند پیشنهادات، انتقادات و مسائل خویش را اعلام کنند.

علی اکبر نجیب زاده اضافه کرد که ادارات لارستان، تکریم ارباب رجوع را در اولویت برنامه های خویش قرار داده اند. و اینجانب در تمام مدت شبانه روز آماده خدمتگزاری به مردم شریف لارستان هستم ولی ابتدا در موارد مختلف باید با رعایت اخلاق اسلامی با مسئول مربوطه در تماس بود و مطالبات به حق و قانونی خویش را مطرح کرد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم شهریور 1393 توسط عصراوز

 کلنگزنی ساختمان آتش نشانی اوز به همت خیر غلامرضا جنگجو در زمینی به مساحت 1100 متر مربع و 250 متر زیربنا و اعتباری بالغ بر 650 میلیون تومان و تهیه تجهیزات آن توسط آقایان فقیهی نژاد و نامی و ... انجام می گیرد.

 

 کلنگزنی مجتمع تجاری – ورزشی شهدای اوز در زمینی به مساحت 650 مترمربع در دو طبقه که طبقه اول آن تجاری و درآمد حاصل از آن خرج امور ورزشی و طبقه آن مسکونی برای پزشکان و مهندسین . خیر این مجموعه آقای حسام الدین حسان می باشد.

 

کلنگ زنی خوابگاه 120 نفری دانشکده بهداشت اوز در زمینی به مساحت 650 متر زیربنا و اعتباری افزون بر 600 میلیون تومان که توسط خیرین عبداله شیخ محمدرفیع فقیهی و یوسف مصلی و محمداسماعیل شرافت و پیگیری های منصور فقیهی نژاد و محمد محمودی انجام شده است.

 

 

بهره برداری از طرح آبرسانی به شهرک صنعتی اوز با اعتبار 700 میلیون تومان که از طریق آبفای استان فارس تعیین شده است.

بهره برداری از طرح رفع افت ولتاژ برق با اعتباری بالغ بر 92 میلیون تومان

 

مقاوم سازی دبیرستان پسرانه احمدپور که 250 میلیون تومان از سازمان مقاوم سازی مدارس گرفته شده است.

 

افتتاح ساختمان بسیج دانش آموزی در زمینی به مساحت 350 متر مربع زیربنا با اعتبار 90 میلیون تومان که توسط اعتبارات استانی تهیه شده است.

 

افتتاح سالن ورزشی صالحین سپاه پاسداران اوز با هزینه ای بالغ بر 350 میلیون تومان که 10 درصد آن توسط خیرین اوزی و بقیه آن توسط اعتبارات استانی در زمینی به مساخت 460 متر.

 افتتاح آموزشگاه راهنمایی دخترانه توحید شهرک توحید در زمینی به مساحت 3600 متر مربع و 485 متر زیربنا با هزینه ای بالغ بر 450 میلیون تومان که توسط خیر حاج محمد فیروزی و نماینده خیر ابراهیم فیروزی تامین شده است.

 افتتاح سالن چند منظوره شادروان مرتضی سلحشور در زمینی به مساحت 1200 متر زیربنا و هزینه ای بالغ بر 350 میلیون تومان که توسط خیر حاج عبداله سلحشور تامین و به بهره برداری رسیده است.

عملیات زیرسازی آسفالت ورودی اوز - خنج به طول ۷۰۰ متر با اعتباری بالغ بر ۴۵۰ میلیون تومان که از محل اعتبارات اداره کل راه و شهرسازی لارستان تهیه شده است.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم شهریور 1393 توسط عصراوز

15 طرح عمرانی در هفته دولت در بخش اوز افتتاح و یا آغاز به کار می کنند. این مطلب را بخشدار اوز در جلسه شورای ادارای بخش اوز اعلام کرد  گفت: این طرح ها با هزینه 100 میلیارد ریال آغاز و یا به بهره برداری می رسد. که 80 میلیارد ریال آن از اعتبارات دولتی و 20 میلیارد ریال بقیه از محل کمک های مردمی تامین خواهد شد.

 محمدحسین آتش فراز افزود: این طرح ها شامل آبرسانی به شهرک صنعتی اوز، افتتاح و ساخت چند آموزشگاه در شهر و روستاها، رفع افت ولتاژ برق، آسفالت، ساخت مجموعه های ورزشی، ساختمان های حوزه های مقاومت بسیج، خوابگاه دانشکده بهداشت و گازرسانی به روستاهای فیشور و محلچه و.... می باشد.

 بخشدار اوز در پایان گفت این طرح ها که در هفته دولت در بخش اوز افتتاح می شود. بیشترین تعداد طرح در شهرستان لارستان است که نشان از فعالیت و سرزندگی اهالی بخش اوز و توجه مردم و مسئولان به عمران و آبادی این منطقه است.


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم شهریور 1393 توسط عصراوز


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 توسط عصراوز

فاز دوم مرمت منزل سوداگربه همت "موزه مردم شناسي اوز " از تاريخ 18/٥/93شروع شده است. اين فاز شامل موارد زير مي باشد:

١-كف سازي و گچ كاري و نور پردازي سه اطاق ( اطاق موجود درهشتي ورودي منزل سوداگر و دو اطاق موسوم به چار أنبار ) و كف سازي كفش كن ما بين دو چار أنبار

٢- جمع أوري سقف وسبك سازي و شيب بندي و اندود كاهگل بأم ضلع جنوبي و قسمتي از ضلع غربي و شرقي

٣-احداث جانپناه و اندود كاهگل ديوار ضلع جنوبي و قسمتي از ضلع غربي و شرقي
٤ - مرمت سردر ورودي خانه سوداگر

٥- افزايش دوربين هاي حفاظتي

 

٦- خريد و نصب كنتور اب

٧ - طراحي و نصب تابلو موزه در ورودي ساختمان و كنار خيابان

٨ - تكميل برق كشي ساختمان


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 توسط عصراوز

 فرودگاه بین المللی آیت اللهی لارستان ششمین فرودگاه کشور است که دارای گواهینامه استاندارد فرودگاهی بوده و اولین فرودگاهی است که گواهی ایمنی فرودگاهی (sms) دریافت کرده است. این مطلب را مدیرکل فرودگاه لارستان در جلسه بزرگداشت اصحاب رسانه لارستان اعلام کرد و گفت: در آینده نزدیک صدور بار از این فرودگاه با قیمت های مناسب انجام می شود.

عنایت اله انصاری فرد افزود: در 4ماه اول سال جاری تعداد پروازهای خارجی این فرودگاه 444 فروند بوده است که در مقایسه با مدت مشابه در سال قبل که 372 نشست و برخاست داشته ایم، 19 درصد افزایش را نشان می دهد. در این زمینه فرودگاه بین المللی آیت اللهی لارستان مقام ششم را در کشور به خود اختصاص داده است. انصاری فرد به راه اندازی دوره های آموزش خلبانی در لار اشاره کرد و گفت: مدارک و مجوزهای مستند از مراجع قانونی اخذ شده و در حال حاضر 16 نفر از شهرستان های جهرم، گراش و لارستان در این دوره شرکت کرده اند.

مدیرکل فرودگاه بین المللی آیت اللهی لارستان از آماده شدن ترمینال پروازهای خارجی خبر داد و گفت این ترمینال به زودی به بهره برداری می رسد. وی با بیان این که برای رفاه حال مردم جنوب استان فارس سفرهای حج و مشهد را برنامه ریزی کرده ایم اظهار داشت مجوزهای لازم و موافقت  سازمان حج و زیارت برای پروازهای حج اخذ شده است و امیدواریم که به زودی اجرا شود. انصاری فرد در پایان از اصحاب رسانه لارستان قدردانی کرد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط عصراوز

به مناسبت سالروز ورود آزادگان سرفراز به کشور اسلامی مراسمی در تالار الزهرای(س) شهر اوز برگزار شد.

در این مراسم که آزادگان و خانواده های معظم شهدا و گروهی از مسئولان و مردم حضور داشتند از ایستادگی و رشادت ایثارگران بویژه آزادگان سرفراز بخش اوز تقدیر شد.

محمد سروی یکی از آزادگان اوز که مدت 30 ماه در اسارت رژیم بعثی بود به بیان خاطرات خویش پرداخت و در پایان به 5 نفر از آزادگان سرفراز بخش اوز لوح تقدیر و هدایا داده شد.

 در این مراسم آتش فراز بخشدار، حسینی رئیس اداره ورزش و جوانان، راستگو رئیس شورای اسلامی شهر اوز پیرامون ایثارگرایهای آزادگان و مسائل ورزش صحبت کردند و محمدحسین طیبی رئیس اداره ورزش و جوانان شهرستان لارستان، امام جمعه و سایر مسئولان حضور داشتند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 توسط عصراوز

شهرک صنعتی اوز آماده سرمایه گذاری است. بخشدار اوز با اعلام این خبر افزود: عملیات لوله کشی آب شهرک با حمایت سازمان آبفای فارس توسط اداره آبفای شهری اوز به پایان رسیده و نصب پایه ها و تامین روشنایی این شهرک نیز به پیمانکار سپرده شده است.

 محمدحسین آتش فراز اضافه کرد: لبه سازی خیابان های شهرک پایان یافته و عملیات آسفالت و لوله کشی گاز شهری و صنعتی نیز به زودی آغاز می شود. آتش فراز با اشاره به این که فاز اول شهرک صنعتی اوز در زمینی به مساحت 36 هکتار به سرعت در حال تکمیل و آماده شدن است، اظهار داشت: شهرک صنعتی اوز در بهترین نقطه این منطقه با 86 هکتار مساحت آماده سرمایه گذاری است.

وی از سرمایه گذاران، نیکوکاران و علاقمندان درخواست کرد برای سرمایه گذاری و کارآفرینی در شهرک صنعتی به بخشداری مراجعه نمایند.


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک