عصراوز
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم بهمن 1393 توسط احمد خضری

 اوز خبرنگار اطلاعات -کمیته امداد امام(ره) شهرستان لارستان به عنوان دستگاه برتر در زمینه محو بیسوادی در سطح شهرستان لارستان معرفی شد.    

مدیر کمیته امداد امام(ره) لارستان با اعلام این خبر گفت: تعداد مددجویان بیسواد این شهرستان 329 نفر است که با برنامه ریزی منظم توانسته ایم در سال تحصیلی 93-92، 28 نفر آنان را با همکاری با نهضت سوادآموزی با سواد سازیم، که این اقدام باعث شد تا کمیته امداد امام(ره) لارستان به عنوان دستگاه برتر در زمینه محو بیسوادی شناخته شود.

عبداله تقی زاده در پایان اظهار داشت: مدیریت آموزش و پرورش لارستان لوح تقدیر را به کمیته امداد امام (ره) لارستان اهداء نمود.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم بهمن 1393 توسط احمد خضری

نسل ما از ابتدا هم پويا بود، پر جنب و جوش و با انرژي زياد و شايد گاهي اوقات فراتر از نام­مان. گرد هم آمديم تا صداي درد دل جوانان باشيم. آنان كه در اين هرج و مرج گذر زمان، كمتر در كانون توجه بودند. سال­ها و چرخش زمانه، به سرعت سپري شد، پوست انداختيم، گروه گروه آمدند و رفتند، انجمن شديم، ثبت ملي گرديديم و شديم نسل پوياي پارس. در اين راه پر پيچ و خم هم مهرباني ديديم و هم نامهرباني. مشکلات را ديديم، لمس كرديم، مطلب نوشتيم و بحث و گفتگو كرديم، با همه، چه عام و چه خاص. آن­هايي كه مسئوليتي داشتند و آنان كه گوشه­اي از اداره شهرمان روي دوش­شان سنگيني مي­كرد. گاهي هم شده بود كه يادمان مي­رفت تو در توي رسالت­مان را.  

 اما زمانش كوتاه بود، دوباره تب مي­كرديم، تب هم كه مي­كرديم همه چيز را بهم مي­ريختيم، خود خودمان را فداي رسالت­مان كرديم تا آئينه­ ي تمام قد صداي جوانان شهرمان باشيم. در بحران الكترونيكي قرن بيست و يكم، برخي از جوانان، عادت­ها و رسوم گذشتگان­مان را بدست فراموشي سپرده­ا­ند. در بازي كودكان­مان، گرگم به هوا، گرگي با خود ندارد و بيشتر سر به هوا شده است. 

 گاهي اوقات موج بحران فضاي مجازي جوانان ما را چنان درگير خود كرده است كه اصالت  و حس انسانيت خود را هم فراموش كرده­اند. عصبي بودن و پرخاشگري جايگزين مهر و عطوفت شده است، و اين به طور قطع، بار مسئوليت نسل پويا را بيشتر از گذشته سنگين خواهد كرد. 

براي مقابله با چنين بحران­هاي مهيبي ما هستيم و ايستاده­ايم، و در اين ايستادگي هر چه بيشتر و متحدتر باشيم، اثرات زيان­بار مشكلات را كمتر حس مي­كنيم. ختم كلام اين­كه در سالگرد صفحه نسل پوياي­مان هم چنان چشم به راه جواناني هستيم كه با قلم زدن مي­توانند راهي روشن به سوي نور و سعادتمندي آينده شهرمان مهيا سازند. پر توان و پر انرژي باشيد، در پناه حق... 

شهرام حسین نیا

 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم بهمن 1393 توسط احمد خضری

راهنمائی و رانندگی اوز به دوربین سرعت سنجش مجهز شد.

مسئول راهنمائی و رانندگی اوز با اعلام این خبر گفت: با توجه به تصادفات اخیر و بررسی کارشناسانه آن که علت تصادفات اوز منجر به مرگ بیشتر مربوط به سرعت غیرمجاز بوده است. بنابراین راهنمائی و رانندگی اوز به دوربین مجهز گردید.   

شهروندان محترم باید توجه داشته باشند که سرعت غیرمجاز آنان در شهر، ابتدای ورود و خروجی شهر و در جاده ها منبعد توسط دوربین ثبت می گردد. بدیهی است رانندگانی که سرعت مطمئنه را رعایت نکنند متخلف محسوب شده و طبق مقررات با آنان رفتار خواهد شد. ستوان دوم محمد حسین احتشامی افزود: اطمینان داریم با بکارگیری این تجهیزات از سرعت های غیرمجاز کاسته شده و مسلماً شاهد حوادث ناگوار نخواهیم شد.

مسئول راهنمائی و رانندگی اوز در پایان ضمن سپاسگزاری از همکاری مردم گفت: این اقدامات در جهت رفاه و آسایش مردم صورت می گیرد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم بهمن 1393 توسط احمد خضری

محمد واثقی فرزند ملا عبداله فرزند ملا احمد فرزند ملا عبداله فرزند ملاحسین فرزند محمد محمد عبدل اوزی یکی از بافندگان سنتی در قدیم می گوید:

بافندگی یکی از صنایع مهم و پر رونق اوز بوده که  حدود پنجاه سال پیش تعداد هفت کارگاه از این صنعت در اوز وجود داشت که همه کارگاه ها در داخل خانه ها بود. نظر به اینکه شغل و پیشه آبا و اجدادی اینجانب قبل از ملاحسین که جد جدم باشد تا ملا عبداله مرحوم والدم بافندگی سنتی یا به لفظ محلی جوله بوده و از این طریق امرار معاش می کرده اند تا اواخر سال 38 خورشیدی رونق خوبی داشت و در اوز 7 کارگاه بافندگی وجود داشته است که بنده بخوبی اسامی اساتید آن زمان به یاد دارم که اسامی آنان در حاشیه ورق ذکر خواهد شد. ولی از آن به بعد به علت ورود پارچه های ساخت کارخانه های نساجی مدرن به تدریج از رونق افتاد و نهایتاً به کلی تعطیل گردید. بنده نظر به قدر و منزلتی که به این شغل ظاهراً ساده ولی بسیار پیچیده و پر دردسر داشته ام و دارم و با توجه به اینکه قطعاتی از این دستگاه از دوران جدم ملااحمد و ملا عبداله والدم نگه کرده بودیم از مدتها پیش در و در نظر داشتم که دستگاه کوچکی از بافندگی دستی به عنوان نماد یکی از صنایع مهم و پر رونق اوز و یادگار اجداد و پدرم احیا نمودم. اما از آنجائیکه به طور تمام و کمال آگاهی و دانش آن نداشتم و فقط مختصری از آن از زمان کودکی در خاطرم بود موفق نمی شدم. چون جوینده یابنده است هر جا که نشانی می دادند فوری رفتم از جمله چند روستا از توابع میناب هرمزگان حتی در روستایی از توابع دامغان و چیزهایی دستگیرم شد. و نهایتاً خوشبختانه به شهر یزد رفتم که مرکز این صنعت بوده ولی امروزه دیگر مدرن شده است.

پس از بازدید و مطالعه از کارخانه های نساجی مدرن و یک کارگاه دستی که می گفتند آخرین کارگاه بافندگی دستی می باشد با شخصی که مهارت این کار را داشت ملاقات و از ایشان دعوت کردم تا به بندرعباس آمد و این کار به طور تمام و کمال از ایشان آموختم و دستگاهی با قطعات باقی مانده تکمیل، ساختم و در حال حاضر در حد سرگرمی می بافم. پس از اطلاع از تبدیل خانه مرحوم حاج رئیس محمدسعید سوداگر به موزه آثار قدیم این دستگاه که مدل کوچکی از نوع قدیم ولی این تفاوت که قدیم ثابت و بر روی زمین و وجود یک حفره بود. اما این دستگاه قابل جابجایی و بر روی میز ساختم البته کوچک تا حد بافت پارچه به عرض تقریباً 30 سانتی متر که به عنوان نمونه باشد و در این مکان ماندگار قرار می دهم که بماند برای همیشه و نسل حاضر و آینده آنرا ببینند و اندیشه کنند.

قطعات این دستگاه هر یک نامی دارد که بر روی هر قطعه شماره گذاری شده و نام آنها در کنار شماره ها روی قطعه نصب می باشد. ضمناً لازم به ذکر است طبق نوشته های قدیمی که از زمان حیات اجدادم دارم به درستی نشان می دهد که 152 سال پیش کسب و کار آباء و اجدادم همین بافندگی در اوز بوده است. این هم لازم به ذکر است که جدم مرحوم ملااحمد ملاعبداله یکی از معروف ترین بافندگان بوده و با وجودی که 69 سال از وفاتش می گذرد هنوز بزرگانی هستند که نامش به نیکی یاد می کنند. از جمله چادر ملااحمد بافته معروف است. و علاوه بر آن ایشان با هفت مثقال ابریشم چهار گز لای بَلَه مقنعه می بافته اند که بافت آن خیلی مشکل بوده. توضیحاً منظور از مثقال معیار طلا نیست بلکه یک سی و دوم من می باشد. 

 

****در اوز شغل، تولید و صنعت زیاد بوده مثلاً آهنگری اوز معروف بوده و تیشه ساخت اوز مشهور بوده است. یا به عنوان مثال سوزن جوال دوز در دهه 30 مبلغ ده تومان بوده و لی مال جاهای دیگر به مبلغ 8 تومان. آنچه که در اوز بود واقعا با کیفیت بوده که بافندگی هم یکی از صنعت های اوز بوده.

**** همان طوری که گفتم تا سال 38 که اوز بودم 7 کارگاه بافندگی بوده. جولَهَ هی به بافندگی مرحوم محمد محمد سعید رکنی. مرحوم خادم احمد خادم پور، عبداله ملا احمد واثقی (پدرم) عبداله حاج نوروز نوروزی، محمدرسول خضری معروف به آخوند رسول، و دو جهرمی که از جهرم به اینجا آمده بودند، در ضمن از گفته هایی که آقای احمد خضری داشتند شنیدم پدر ایشان حاج عبدالغفور خضری هم بافنده بودند.

 152**** سال به طوردقیق از زبان اجداد پدری تا پدرم شغلشان بافندگی بوده و از همین طریق امرار معاش می کردند و در ضمن آنان روحانی هم بودند. ولی امرار معاش از طریق بافندگی بوده.

**** از علت های پیگیری این بود که یکی از صنایع مهم اوز بوده و یادگار اجداد و نیاکان مان بوده و همان دستگاهی که در منزل شخصی خودمان دارم سه، چهار قطعه از آن مربوط به دوره اجدادی مان است****از اهدافم چون صنعت مهمی بوده است و جوانان امروزی اطلاع دقیقی از آن ندارند به موزه اهداء نمودم که هم برای حال و آیندگان باشد تا همه از این مهم اطلاع یابند.

**** اگر کسی یاد بگیرد خیلی هم خوب است و اینگونه که به گوش رسیده انگار علاقه مندان از جنوب هستند پس باید یاد بگیرید و در روابطی که بین قسمت صنایع دستی بندرعباس دارم قرار است دستگاهی درست کنم و این فاز راه اندازی شود و از طریق بنده آموزش داده شود. امیدوارم که در اوز هم همچون موقعیتی پیش بیاید.

**** اگر کسی بخواهد که یاد بگیرد، حاضر هستم دستگاهش هم بسازم و حتی آموزش دهم حتی اگر جنبه کلاسی و آموزشی داشته باشد.

**** بنده معتقد هستم در شهری که تا 50 سال پیش 7 کارگاه بافندگی وجود داشته بسیار بجاست که یک کارخانه بافندگی مدرن وجود داشته باشد و امروز در شهرک صنعتی بایدکارخانه بافندگی تاسیس  شود.

**** در سن 12 یا 13 سالگی پدرم به مسجد برای نماز عصر رفته بود. پشت دستگاه بافندگی رفتم و اندکی بافتم وقتی پدرم آمد گفت نازک بافتی باید سفت تر کار می کردی و من فردای آن روز با دو دست دسته بافندگی را کشیدم که کلاً خراب کردم و بعد از آن تا چند سال قبل سراغ این دستگاه بافندگی نرفتم. تا مرحوم پدر در قید حیات بود به فکر نبودم که از ایشان راهنمایی بخواهم بعد از فوت ایشان بود که به فکر افتادم و به سراغ ساخت رفتم و همانطور که اشاره شد به جاهای دیگری برای تحقیق مراجعه کردم.  

**** با توجه به مطالب گفته شده من به این صنعت عشق می ورزم و هنوز دنبال تحقیقات این صنعت هستم و چنانچه موزه مردم شناسی اوز مایل باشد و همکاری نماید بنده حاضرم دستگاهی بزرگتر با هزینه شخصی خودم و با دست خودم بسازم که بشود بافتنی های آن به بازار عرضه گردد. مثلا پتوی نوزاد و کودک یا چادر شب یا پتوی مسافرتی بافت، که هم سبک باشد و هم گرم به شرطی که داوطلبانی باشند و مایل به یادگیری باشند به آنان در کمال جدیت آموزش دهم که توانسته باشم تجدید حیات واقعی این صنعت داشته باشم

گزارشگر -فهیمه ملائی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ششم بهمن 1393 توسط احمد خضری

به گزارش روابط عمومی فرهنگ و ارشاد اسلامی لارستان ، همزمان با ایام مبارک دهه فجر نمایشگاه کتاب در محل حسینه سید الشهدا افتتاح میشود. 

 رییس فرهنگ و ارشاد اسلامی لارستان در حاشیه این مراسم گفت: این نمایشگاه به مدت دو هفته برپا می شود. رفعت حقیقی افزود : کتاب های این نمایشگاه با مضامین قرآنی، دینی، خانواده،کودک، فرهنگی ، هنری و است که همه روزه از ساعت ۱۰ الی ۲۱ برپاخواهد بود.  

روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لارستان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ششم بهمن 1393 توسط احمد خضری

ستاد برگزاری دهه مبارک فجر در بخشداری تشکیل شد. بخشدار اوز با اعلام این خبر گفت: به منظور برگزار کردن هر چه با شکوهتر جشنهای باشکوه پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام راحل جلسه ای با گروهی از مسئولان و معتمدان در بخشداری تشکیل و مقرر شد که برنامه های برگزاری دهه فجر را ارائه وبرای بهتر برگزار شدن آن همکاری گردد. 

   

 

محمد حسین آتش فراز در پایان گفت از اصناف، مردم و روسای ادارات درخواست داریم ابتدا با تزئین و چراغانی کردن میادین، کوچه ها، منازل و ادارات به استقبال جشن های باشکوه انقلاب برویم.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم بهمن 1393 توسط احمد خضری

"لارستان یکی از شهرستان های فارس و یکی از 49شهرستان اولیه تاسیس شده در سال 1316 است. پیش از آن لارستان یکی از ایالات ایران بود که وسعت آن به 126000کیلومترمربع می رسید. این منطقه وسیع با مرکزیت لار مشتمل بر: بندر گمبرون(بندرعباس)، بندرلنگه، خمیر، جزایرتنب بزرگ و کوچک و هرمز، قشم، کیش، ابوموسی، گاوبندی، لامرد؛ اشکنان، کارزین، خنج، گراش، عسلویه، کنگان، بندرکنگ، رودان، میناب، بشاگرد و جاسک بوده است. "مطلب فوق بخشی از پیامکی است که در روزهای اخیر در شبکه های اجتماعی منتشر شده و احتمالا بسیاری از خوانندگان آن را دیده اند. 

با نگاهی سطحی به این متن می توان به قلمرو وسیع لارستان قدیم پی برد که متشکل از شهرستان های متعددی در: جنوب، شرق، شمال و غرب لارستان کنونی بوده که تعداد این شهرستان های مستقل در حال حاضر از انگشتان 2 دست تجاوز می کند و هرکدام از آن ها به شهرستانی مدعی تبدیل شده اند. خواندن متن فوق به خواننده های لارستانی احساس دو گانه دست می دهد. از یک سواحساس افتخار آفرین و خوشایندی است که خود را متعلق به قلمرو و ایالتی می بیند که در گذشته منطقه ای به این وسعت و با لهجه(یا زبان اختصاصی)که حدس زده می شود بیش از3 میلیون با آن سخن
می گویند، دارا بوده است. اما آن روی سکه و احساس ناخوشایندش، تجزیه مکرر لارستان با آن وسعت و تبدیل به شهرستانی که نه تنها خبری از مساحت 126 هزارکیلومتری آن نیست بلکه جمعیتش نیز به فراخور کاهش مساحت از دست داده است. شاید لازم باشد هر یک از ما به عنوان عضوی از این لارستان بزرگ با خود بیاندیشیم و برای 2 پرسش زیر پاسخی بیابیم تا بتوان موضوع را آسیب شناسی کرد:

1-آن چه معمولا در مراکز استان ها و تهران رایج است افزایش جمعیت  است که پس از مقایسه جمعیت آن ها نسبت به گذشته می توان به این ادعا پی برد اما در لارستان بزرگ عکس آن اتفاق افتاده است. نگارنده در این نوشتار در پی آن نیست به قضاوت و تحلیل موضوع بپردازد اما اگر بپذیریم استقلال از لارستان و ارتقا به شهرستان مجزا یکی از مطالبات مردمی بوده است باید به این پرسش نیز پاسخ داد آیا این مطالبه معلول مدیریت و رفتارهای مرکز لارستان قدیم حادث شده یا خود به خود به جود آمده است؟ چرا این مطالبه و درخواست با این شدت درسایر مناطق مطرح و شاهد نبوده ایم یا اتفاق نیفتاده است؟

2-پرسش بعدی که مطرح می شود آن است که پس ازتفکیک لارستان بزرگ به شهرستان های متعدد چرا این منطقه بزرگ که در قدیم قلمرویی با این وسعت(به مراتب بزرگتر از بسیاری از استان های کنونی) را داشته علیرغم سابقه 77 ساله و به عنوان یکی از وسیع ترین شهرستان های استان، نتوانسته تاکنون خود را باز یافته و با ارتقابه استان بتواند حداقل بخشی از قلمرویی را که از دست داده در قالب استان تحت پوشش خود در آورد؟

می توان برای پرسش های فوق پاسخ های متعددی یافت، امید است پاسخ صاحب نظران بتواند چراغ راهی برای تصمیم سازان وتصمیم گیرندگانی باشدکه به دور از فرافکنی به توسعه منطقه و لارستان می اندیشند.  

 ابراهیم احمدی


نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم بهمن 1393 توسط احمد خضری

کارلوس کیروش هم نتوانست بعد از 30 سال ما را به دیدار نهائی جام ملت های آسیا برساند. عوامل متعددی را باید در این ناکامی موثر دانست. بعد از بازی های گروهی و کسب 9 امتیاز که عنوان سرگروه (c) را بدست آوردیم.
در چهارمین بازی در شهر کانبرا در یک ماراتن 120 دقیقه ای نتیجه غیرقابل تصور با تیم ملی عراق بدست آمد ولی در همین شهر تیم عراق که به هیچ عنوان از ما برتر نبود توانست در ضربات پنالتی با نتیجه 6 بر 7 بلیط ما را برای بازگشت به تهران و خداحافظی با جام شانزدهمین جام ملت های آسیا صادر کند. و ما باید تا 4 سال دیگر در انتظار قهرمانی به سر ببریم تا دقیقه 42 بازی همه چیز برای ایران خوب پیش می رفت و تیم ایران با یک بازی حساب شده می رفت تا نیمه اول را با برتری یک بر صفر به رختکن برود اما در دقیقه 43 همه چیز بهم خورد و پولادی بازیکنی که تجربه بازی را با تیم های درجه اول دنیا در جام جهانی داشت با داشتن یک کارت زرد خود را درگیر با دروازه بان زیرک حریف کرد و با دریافت کارت زرد دوم بازی را ترک کرد و تیم ایران از این لحظه ببعد بهم ریخت.
تیم ایران که در سه بازی قبلی براثر درایت و هوشیاری مربی و دفاع جانانه بازیکنان دروازه اش باز نشده. بود در دیدار با تیم عراق به دلیل اخراج پولادی و بهم خوردن  ریتم بازی سه بار دورازه اش باز شد هر چند تعویض های کارلوس کیروش جواب داد و بچه های جوان تیم ایران 10 نفره توانستند گلهای خورده را جبران کنند که این موضوع یعنی رهبری خوب یک مربی و فداکاری بازیکنان تیم ایران. را نشان داد ولی در ضربات پنالتی بازی را واگذار کرده و تیم خوش ترکیب ایران در عین شایستگی مغلوب و با جام شانزدهم بدرود گفت. که باید به چند نکته توجه خاص کرد: 
  

1-بازیکنی که در یک بازی رسمی و حساس کارت زرد دریافت می کند باید بیشتر مواظب حرکات خویش باشد بویژه در مقابله با دروازه بان که پیوسته مورد حمایت داوران است.

2-مربی تیم باید موارد مختلف بویژه کارت زرد را از کنار زمین تذکر داده و او را از درگیری فیزیکی غیر ضروری برحذر دارد.

3-هنر یک مربی در زمان بحران ها بیشتر مشخص می شود. غلبه بر احساسات یکی از نکات بسیار مهم است که ابتدا باید مربی آن را رعایت کرده و از کنار زمین آن را نیز به بازیکنان احساسی منتقل سازد.

4-کارلوس کیروش توانست بازی باخته را به تساوی بکشاند، همچنان که در روز بازی با امارات هم توانست با نیروی هایی جوان حریف را مرتب به جلو کشانده و پس از خسته کردن بازیکنان خوش نقش امارات و تعویض بازیکنان جوان با بازکنان باتجربه امارات خسته را شکست دهد. و این یعنی هوشیاری و برنامه ریزی یک مربی کار کشته و خوب.

5-اما آنچه تعجب همگان را برانگیخته این است که یک مربی سرشناس و آزموده که مربی تیم های مطرح دنیا بوده و می داند که حاکم مطلق زمین بازی همیشه داور است. چرا در یک تورنمنت دوبار دچار احساسات شده و دست به اعتراض می زند بطوری که پس از بازی ایران و بحرین به خاطر اعتراض به داور به جریمه نقدی محکوم می شود و در بازی ایران و عراق پس از اخراج پولادی باز عصبانیت بر او غلبه کرده و پس از سوت پایان نیمه اول قصد درگیری لفظی با داور را داشت که بازیکن ذخیره تیم یعنی انصاری فرد او را به آرامش دعوت کرد. این حالت ویژه می تواند در تصمیم گیری منفی او برای رهبری تیم و تصمیم گیری داور موثر باشد.

6-انتظار داشتیم که کیروش پنالتی اول را به بازیکنان جوان جویای نام بدهد. چون همیشه پنالتی اول بسیار حساس بوده و اکثر بازیکنان تیم حتی باتجربه ها نیز حاضر به زدن پنالتی اول نیستند.

7-سردار آزمون بازیکن جوان و پدیده تیم ملی ایران در بازی های قبل نشان داد که نمی تواند 90 دقیقه کامل بازی کند. بنابراین باید قبل از مصدوم شدن از زمین بیرون کشیده می شد.

8-همیشه در بازی فوتبال آمادگی لازم را برای بوجود آمدن اتفاقات غیرمنتظره از قبیل اخراج بازیکن، مصدوم شدن بازیکن و... را داشته باشیم. و برای هر حالت ویژه بلافاصله برنامه ریزی ویژه هم داشته باشیم درصورتی که در بازی ایران- عراق پس از اخراج پولادی تیم ایران بطورکلی بهم ریخت و تا مدت ها نتوانست خود را جمع و جور کنند.

9-برگزار کنندگان مسابقات آسیایی به دلیل 67 دقیقه بازی مفید ایران، لوح تقدیر به کیروش دادند که او آن را نپذیرفت و گفت این لوح را به داور مسابقه بدهید که این حرکت از یک مربی سرشناس انتظار نمی رفت.

10-خلاصه این که پنالتی هفتم را وحید امیری بازیکن جوان و آینده دار تیم ملی ایران خوب نشانه گرفت ولی تیر عمودی دروازه با او همکاری نکرد و توپ به بیرون رفت اما سالم عراقی پنالتی هفتم را درون دروازه ما کاشت و شادی را به اردوی عراقی ها برد. همچنان که تیر عمودی با تیم ژاپن هم همکاری نکرد و ژاپن را حذف کرد.

11-پس از بازی موضوع دوپینگی عبدالزهرا بازیکن عراقی مطرح شد که این موضوع باید با دلیل و مدرک مثبت حداکثر 2 ساعت بعد از بازی تحویل داد که فکر کنم این کار انجام شده و باید منتظر نتیجه بود. در بازی مقدماتی المپیک دور قبل که منصوریان مربی تیم بود با استفاده از بازیکن 2 اخطار باوجود برنده شدن تیم ایران، باعث پیروزی تیم عراق شد. و موارد مشابه دیگر مانند جام باشگاه های آسیا و غیره.


نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم بهمن 1393 توسط احمد خضری

 
«کمیته ی نسل پویا» یا همان « نسل پویا » همزمان با نخستین سالگرد انتشار ماهنامۀ عصر اوز در بهمن ماه 1380 خورشیدی به عنوان یکی از کمیته های داخلی عصر اوز متولد شد و در سال 1384 با عنوان «انجمن نسل پویای پارس» به عنوان یک «سازمان مردم نهاد»، یا همان تشکل غیر دولتی یا NGO، زیر نظر سازمان ملی جوانان به ثبت رسید و به خاطر فعالیتهایش یکسال به عنوان انجمن نمونه استان فارس نیز انتخاب و مورد تقدیر قرار گرفت.
 این کمیته در واقع به عنوان کمیته ای دانشجویی و متشکل از دانشجویان و دانش آموختگان اوزی کارش را آغاز کرد و رفته رفته توانست جایگاهی اجتماعی برای خود در منطقه ایجاد کند و در فعالیتهای مهم فرهنگی- اجتماعی شهر تاثیرگذار شود. اعضای جوان انجمن که در روزهای نخست شکل گیری شاید سودای تغییر سریع شهر و اصلاح نواقص موجود در شهر را -همانگونه که از ویژگیهای یک جوان است- از پشت میز جلسات عصر اوز دنبال می کردند،رفته رفته وارد کار شدند و با مشکلات آشنا گشتند و به پختگی رسیدند در صورتیکه هنوز آن شور و نشاط جوانی را با خود همراه داشتند. این پختگی همراه با پویایی، ثمره اش برای شهر تربیت نسلی از جوانان فهیم و دانش آموخته شد که امروزه در جای جای شهر از شورای شهر گرفته تا هر کجا که نامی از فعالیتهای فرهنگی-اجتماعی باشد همواره پویا و منشا خدمت برای شهرشان هستند. جوانانیکه کارشان و نوع جلسات و نقد و بررسیهایشان مورد توجه سایر جوانان نیز قرار گرفت و کار آنها سرمشق انجمنهایی مشابه مانند انجمن پویندگان بیدار و چند انجمن دیگر قرار گفت که در آن انجمنها نیز تعدادی از اعضای نسل پویا همواره عضو و تاثیرگذار بودند. چه بسیار کارهای خوب و مفیدی که جرقۀ آن در یکی از نشست های نسل پویا زده شد و با پیگیری اعضا به سرانجام رسید. نسل پویاییها که دغدغۀ زیست محیطی نیز داشته و دارند آیین درختکاری در روز 15 اسفند را در این چند سال به یک رسم شهری تبدیل کردند که سالانه برگزار می شود و امروز می بینیم اعضای اصلی «انجمن کوهنوردی تاگارۀ اوز» که با رویکرد محیط زیستی در شهر بسیار فعال است نیز متشکل از بسیاری از اعضای فعال دیروز و امروز نسل پویاست.
 
نسل پویا با برگزاری جشن عمومی تقدیر از پذیرفته شدگان دانشگاهها طی چند سال متوالی، برگزاری اینچنین جشنها و گردهماییهایی را در شهر به امری عادی تبدیل کرد که تجربۀ حاصل از برگزاری آن جشنها، امروز در بیشتر مراسم های شهر و به عنوان نمونه در مراسم سالانۀ روز اوز به چشم می خورد. اگر در نفرات برگزار کنندۀ مراسم روز اوز در این چندسال بنگریم حضور فعال و موثر اعضای کنونی یا سابق نسل پویا را در همه جا به چشم می بینیم. البته این نکته نیز نباید مغفول بماند که پشتیبانی بیدریغ شورای سرپرستی عصراوز و اعتمادی که به نسل پویاییها داشتند و فضایی که در اختیار نسل پویاییها گذاشتند بسیار با اهمیت است چرا که اگر این پشتیبانی نبود شاید هیچگاه چنین انجمنی شکل نمی گرفت. نسل پویا در این سیزده سال کارهای بزرگی به انجام رسانده است که با مراجعه به آرشیو عصر اوز و نیز صحبت با اعضا، می توان آنها را بررسی کرد و در بوتۀ نقد گذاشت که در این چند سطر مجالی برای آن نیست و فرصتی جدا می طلبد.
 
به طور کلی اگر به روند کارهای نسل پویا و عملکرد اعضایش بنگریم، می بینیم در صورتیکه کاری با هدفی مشخص و با برنامه ریزی بلند مدت صورت پذیرد، تحقق یافتنی است و نسل پویا می تواند سرمشق و الگوی سایر انجمنها و جوانان شهر که علاقمند به چنین فعالیتهایی هستند، گردد. سیزدهمین سالگرد آغاز به کار نسل پویا را به دوستان و همراهان سابقم در نسل پویا و چهاردهمین سالگرد انتشار نشریه عصر اوز و ورود به سال پانزدهم انتشار نشریه را نیز به همکاران سابق و دوستان محترم عضو شورای سرپرستی عصر اوز و کارکنان نشریه شادباش می گویم. 
هادی صدیقی - عضو هیات موسس انجمن نسل پویای پارس
 

نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم بهمن 1393 توسط احمد خضری

 

با تشکیل دولت تدبیر وامید وتغییر رویکردها دربعد کلان وآغاز فعالیت شوراهای اسلامی چهارم درابعادمنطقه ای شور وامید ومشارکت مردمی درعرصه های مختلف افزایش یافت.

یکی از عرصه هایی که  شاهد تنوع وگسترش کمی وکیفی آن درسال های اخیربودیم عرصه اطلاع رسانی است که پیشرفت تکنولوژی ارتباطات وگسترش شبکه های اجتماعی ازیک سو و نیاز شهروندان به دانستن و افزایش آگاهی ازسوی دیگر درگسترش فعالیت های رسانه ای موثر بوده و شاید این گسترش وآن چه به عینه می بینیم اجتناب ناپذیربوده است.

گسترش رسانه های مجازی و نوشتاری درمنطقه راباید به فال نیک گرفت زیرا دانستن حق مردم است و هرچه به افزایش آگاهی می انجامد را باید پاس  داشت. اما همزمان با گسترش کمی باید به کیفیت و رعایت الزامات حرفه ای و اخلاق رسانه ای نیز اندیشید. دریکی ازتعاریف خبرنگار را کسی می نامند که: با اتکابه ذوق و استعداد شخصی، پس ازگذراندن دوره آموزشی تخصصی و همچنین با توجه به مسئولیت اجتماعی که این حرفه به عهده او می گذارد، وظیفه کسب،تهیه،جمع آوری و تنظیم اخبار و انتقال آن ها را ازطریق وسایل ارتباط جمعی به عهده دارد.آن چه دراین تعریف مشهود است: ذوق وعلاقه، دوره های آموزشی و مسئولیت اجتماعی است که باید هر3 جانب مدنظر داشت زیرا علاقه بدون آموزش محتوای نشریه را پایین آورده،آموزش بدون علاقه قابل تداوم نخواهد بود وعدم توجه به مسئولیت های اجتماعی با شئونات حرفه ای سازگار نخواهد بود.

برگزاری کارگاه آموزشی روزنامه نگاری دراوز وبهره گیری از دانش و تجربه پیشکسوت روزنامه نگاری استان آقای سیروس رومی درآستانه پانزدهمین سال انتشار عصر اوز را می توان در راستای ارتقای کیفی و رعایت استانداردهای روزنامه نگاری ارزیابی کرد. بر این اساس برخی از مواردی که به نظرمی رسد باید مد نظر دست اندرکاران رسانه های منطقه قرارگیرد تیتروار مطرح می گردد:

1 -هدف مشترک اصحاب رسانه اطلاع رسانی است.حداقل برای تحقق اهداف مشترک و با توجه به رسالت فرهنگی خود باید رفتارهایمان در شان افراد فرهنگی بوده وباهم هماهنگ وصادق وصمیمی باشیم واز تخریب یکدیگر پرهیزکرده و ازسوی دیگردر استفاده ازمطالب، عکس وآثاریکدیگر بدون ذکرمنبع جداخودداری کنیم.

2 -ر عایت صحت ،دقت وسرعت در اخبار و گزارش رسانه ای همواره مدنظر است. صحت یعنی خبرآن طورکه اتفاق افتاده بایدگزارش شود نه آن طورکه مایلیم اتفاق بیفتد. ازسوی دیگر خبرباید دقیق وجامع باشد ومطالب کلیدی را پوشش دهد. سرعت نیز از مواردی است که در انتشارخبر مهم است تا به خبرسوخته تبدیل نشود اما خبرنگار بایدبه نحوی این 3 اصل را باهم ترکیب کرده که هیچ یک فدای دیگری نشود به ويژه آن که نباید به بهانه سرعت، درستی و دقت و جامعیت مطلب فدا شوند.

3 -رعایت آئین نگارش و دستوری و درست نویسی در تنظیم خبر از اهمیت والایی برخوردار است. معمولا درتنظیم خبر از به کاربردن آقا یا خانم درجلو اسامی خودداری می شود و استفاده از فعل سوم شخص جمع برای سوم شخص فرد و یا ثبت نسبت های طولانی و افراطی برای افراد نیز پرهیز می شود.

4 - معمولا مشاهده می شود درانتشار اخبار به ظاهر موضوع پرداخته می شود و به عمق و محتوا کمتر بها داده می شود در صورتی که عمق و محتوا و پیامی که دراخبار و مناسبت ها مطرح می شود نیز به نوبه خود حاوی ارزش هستند که باید فارغ از قضاوت و پیشداوری مطالب کلیدی  مد نظر قرار گیرند تا خوانندگان  علاوه  بر  رسیدن  به کنه موضوع  بتوانند تحلیلی تر به  موضوع  بنگرند.

ابراهیم احمدی


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک